متعلق است به « غالبون » نه به جمله * ( « فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما » ) * ( توضيح اينكه : بنا بر وجه اول معنا اين مىشود كه : فرعونيان به سبب آيات و معجزات ما بر شما غلبه نمىكنند و بنا بر وجه دوم اين مىشود كه : شما به سبب حجت و برهان ما غالب خواهيد بود ) . البته در معناى آيه شريفه وجوه ديگرى نيز ذكر كردهاند ، كه چون فايده اى در تعرض آنها نديديم از نقل آنها خوددارى نموديم .
* ( « فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً . . . » ) *
يعنى وقتى موسى نزد فرعونيان آمد ، گفتند : اين سحرى است موصوف به مفترى ، و « مفترى » صيغه اسم مفعول است ، و به معناى مجعول و من درآوردى است ، ممكن هم هست بگوييم مفترى مصدر ميمى است ، كه سحر به عنوان مبالغه موصوف به آن شده ، توضيح اينكه :
وقتى بخواهيم مثلا در اتصاف شخصى به عدالت مبالغه كنيم ، كه جرثومه عدالت است ، مىگوييم اصلا خود عدالت است ، در اينجا نيز فرعونيان گفتهاند : اين سحر از بس خلاف واقع است كه گويا عين جعل كردن است ، نه اينكه مجعول باشد .
اشاره « هذا » در جمله * ( « ما هذا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً » ) * اشاره است به معجزاتى كه آن جناب آورد ، يعنى اينها جز سحرى من درآوردى نيست ، چشمبندىيى است كه خودش درست كرده ، و به دروغ به خدا نسبت مىدهد .
و اما اشاره « هذا » در جمله * ( « ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الأَوَّلِينَ » ) * اشاره است به دعوتى كه آورده ، كه معجزات مزبور را حجت و دليل بر آن قرار داده ، و اما احتمال اينكه مراد از اين اشاره هم همان معجزات بوده باشد ، احتمال صحيحى نيست ، چون با تكرار اسم اشاره نمىسازد ، علاوه بر اين فرعونيان وقتى معجزات آن جناب را ديدند ، بنا بر حكايت قرآن گفتند : « فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِه - گفتند ما نيز نظير آن را خواهيم آورد » « 1 » و حال آنكه در پاسخ موسى گفتند : « ما چنين چيزى در پدران گذشته خود سراغ نداشته ، و از آنان نشنيدهايم » . پس معلوم مىشود مراد از « هذا - اين » در اين جمله دعوت موسى ( ع ) است ، نه معجزات وى ، از اين هم كه بگذريم در مقابل معجزات موسى ( ع ) معنا ندارد كه بگويند : ما سابقه نظير اين را نداريم ، چون سابقه نداشتن از امثال آن معجزات پاسخگوى آن معجزات ، و رد دعوت آن جناب نمىشود .
پس معناى آيه اين است كه : آنچه موسى آورده دينى است نوظهور ، كه از پدران
هامش
( 1 ) سوره طه ، آيه 58 .