ساير زنان آهنگ صدا را فريبنده نسازيد ) ، و در خانه هاى خود بنشينيد ، و كرشمه و ناز مكنيد . . . ، با اينكه اين امور بين زنان پيغمبر و ساير زنان مشترك است .
پس از اينجا مىفهميم كه آوردن جمله « شما مثل ساير زنان نيستيد » براى تاكيد است ، و مىخواهد اين تكاليف را بر آنان تاكيد كند ، و گويا مىفرمايد شما چون مثل ديگران نيستيد ، واجب است در امتثال اين تكاليف كوشش و رعايت بيشترى بكنيد ، و در دين خدا بيشتر از ساير زنان احتياط به خرج دهيد .
مؤيد و بلكه دليل بر اينكه تكليف همسران آن جناب سختتر و شديدتر است ، اين است كه پاداش و كيفرشان دو چندان است ، همانطور كه ديديد آيه قبلى آن را مضاعف خواند ، و معقول نيست تكليف از همه يكسان باشد ، ولى كيفر و پاداش از بعضى مضاعف ، پس اگر كيفر و پاداش بعضى مضاعف بود ، بايد بفهميم كه تكليف آنان مؤكد ، و مسئووليتشان سنگينتر است .
* ( « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِه مَرَضٌ » ) * - بعد از آنكه علو مقام ، و رفعت منزلت همسران رسول خدا ( ص ) را به خاطر انتسابشان به آن جناب بيان نموده ، اين علو مقامشان را مشروط به تقوى نموده ، و فرموده كه فضيلت آنان به خاطر اتصالشان به رسول خدا ( ص ) نيست ، بلكه به خاطر تقوى است ، اينك در اين جمله ايشان را از خضوع در كلام نهى مىكند ، و خضوع در كلام به معناى اين است كه در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند ، تا دل او را دچار ريبه ، و خيالهاى شيطانى نموده ، شهوتش را بر انگيزانند ، و در نتيجه آن مردى كه در دل بيمار است به طمع بيفتد ، و منظور از بيمارى دل ، نداشتن نيروى ايمان است ، آن نيرويى كه آدمى را از ميل به سوى شهوات باز مىدارد .
* ( « وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً » ) * - يعنى سخن معمول و مستقيم بگوييد ، سخنى كه شرع و عرف اسلامى ( نه هر عرفى ) آن را پسنديده دارد ، و آن سخنى است كه تنها مدلول خود را برساند ، ( نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنى ، تا شنونده علاوه بر درك مدلول آن دچار ريبه هم بشود ) .
* ( « وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الأُولى ) * . . . * ( وَأَطِعْنَ اللَّه وَرَسُولَه » ) * كلمه « قرن » امر از ماده « قر » است ، كه به معناى پا بر جا شدن است ، و اصل اين كلمه « اقررن » بوده ، كه يكى از دو تا « راء » آن حذف شده است ، ممكن هم هست از ماده « قار ، يقار » به معناى اجتماع ، و كنايه از ثابت ماندن در خانه ها باشد ، و مراد اين باشد كه اى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 461
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٦١