تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
زياد شدن عذاب است ، و چون بر اين عذاب دو برابر افزوده شود مجموع سه برابر مىگردد . آيه شريفه با جمله * ( « وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّه يَسِيراً » ) * ختم شده ، تا اشاره كند به اينكه صرف همسرى پيغمبر جلوگير عذاب دو چندان نمىشود ، هيچ ملاكى براى احترام نيست مگر تقوى ، و همسرى پيغمبر وقتى اثر نيك دارد كه توأم با تقوى باشد ، و اما با معصيت اثرى جز دور تر شدن ، و و بال بيشتر آوردن ندارد .
* ( « وَمَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّه وَرَسُولِه وَتَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ . . . » ) * كلمه « قنوت » به معناى خضوع است « 1 » و بعضى « 2 » گفته‌اند : به معناى اطاعت است ، بعضى « 3 » ديگر به معناى ملازمت و مداومت در اطاعت و خضوع گرفته‌اند ، و كلمه « اعتاد » به معناى تهيه كردن است ، و رزق كريم مصداق بارزش بهشت است . و معناى آيه اين است كه هر يك از شما همسران رسول خدا ( ص ) براى خدا و رسول او خاضع شود ، و يا ملازم اطاعت و خضوع براى خدا و رسول باشد ، و عمل صالح كند ، اجرش را دوباره مىدهيم ، يعنى دو برابر مىدهيم ، و برايش رزقى كريم ، يعنى بهشت آماده مىكنيم . در اين آيه التفاتى از غيبت ( و اين براى خدا آسان است ) به تكلم با غير ( مىدهيم - و آماده مىكنيم ) به كار رفته ، تا اعلام بدارد : كه چنين افرادى به درگاه خدا نزديكند ، و خدا برايشان احترام قائل است ، هم چنان كه سياق غيبت قبلى مىفهماند كه آنهايى كه مرتكب فاحشه مبينه مىشوند ، از خدا دورند ، و خدا هيچ ارزشى برايشان قائل نيست ، و همسرى رسول خدا ( ص ) كمترين اثرى برايشان ندارد . * ( « يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِه مَرَضٌ » ) * اين آيه برابرى زنان پيغمبر با ساير زنان را نفى مىكند ، و مىفرمايد : شما با ساير زنان برابر نيستيد اگر تقوى به خرج دهيد ، و مقام آنها را به همان شرطى كه گفته شد بالا مىبرد ، آن گاه از پاره اى از كارها نهى ، و به پاره اى از كارها امر مىكند ، امر و نهيى كه متفرع بر برابر نبودن آنان با ساير زنان است ، چون بعد از آنكه مىفرمايد شما مثل ساير زنان نيستيد ، با كلمه « فاء - پس » آن امر و نهى را متفرع بر آن نموده ، فرموده ، پس در سخن خضوع نكنيد ، ( و چون
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 22 ، ص 2 . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 354 .