* ( « فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسِيناكُمْ . . . » ) *
اين جمله تفريع و نتيجه گيرى از جمله * ( « وَلكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي » ) * است ، يعنى چون چنين قضايى رانده شده ، پس بچشيد . . . و كلمه « نسيان » به معناى محو شدن صورت ذهنى چيزى است از مركز و نيروى ذاكره ، و گاهى كنايه مىشود از بى اعتنايى به امرى مهم ، و همين معناى كنايى مورد نظر آيه است .
و معناى آيه اين است كه وقتى قضاى حتمى رانده شده كه پيروان ابليس عذاب را بچشند ، پس شما نيز عذاب را بچشيد ، به خاطر اينكه به لقاى چنين روزى بى اعتنايى كرديد ، آن قدر كه حتى آن را انكار نموديد و عمل صالحى انجام نداديد ، كه امروز پاداش نيكى بگيريد ، چون ما نيز امروز به آنچه براى شما مهم است يعنى به سعادت و نجات شما بىاعتناييم .
جمله * ( « وَذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * تاكيد و توضيح همان بيان سابق است ، و مىفهماند چشيدن عذاب كه شما را بدان مامور نموديم ، چشيدن عذاب دائمى است ، و بىاعتناييتان به لقاى امروز ( آخرت ) ، همان اعمال زشتى است كه مىكرديد .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه نحاس ، از ابن عباس ، روايت كرده كه گفت : سوره سجده در مكه نازل شده ، مگر سه آيه آن كه از آيه « أفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً » شروع شده است « 1 » .
و نيز در همان كتاب آمده كه سعيد بن منصور ، و ابن ابى شيبه از على ( ع ) روايت كردهاند كه گفت : عزائم ( سجده هاى واجب قرآن ) چهار است ، « الم تنزيل ، حم تنزيل ، نجم ، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » « 2 » .
و در كتاب خصال از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : عزائم چهار است ، « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، نجم ، تنزيل سجده ، حم سجده » « 3 » .
باز در الدر المنثور است كه احمد ، و طبرانى ، از شريد بن سويد ، روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) مردى را ديد كه دامن خود را بلند گرفته ، به وى
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 170 و 171 .
( 3 ) الخصال ، ج 1 ، ص 252 ، ح 124 .