تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
جمله * ( « ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ » ) * و اين هم ادعايى است بى دليل ، در مقابل ادعاى با دليل كفار ،
و كلام الهى منزه از اين گونه احتجاج است . لذا مىگوييم خداى تعالى به رسول گرامى خود دستور داده كه در پاسخ از استبعاد ايشان به ايشان بگو كه حقيقت مرگ بطلان و نابود شدن انسان نيست ، و شما انسانها در زمين گم نمىشويد ، بلكه ملك الموت شما را بدون اينكه چيزى از شما كم شود ، بطور كامل مىگيرد ، ( چون گفتيم كلمه توفى گرفتن بطور كامل را مىرساند ) ، و ارواح شما را از بدنهايتان بيرون مىكشد ، به اين معنا كه علاقه شما را از بدنهايتان قطع مىكند . و چون تمام حقيقت شما ارواح شماست ، پس شما يعنى همان كسى كه كلمه « شما » خطاب به او است ، ( و يك عمر مىگفتيد من و شما ) ، بعد از مردن هم محفوظ و زنده‌ايد ، و چيزى از شما گم نمىشود ، آنچه گم مىشود و از حالى به حالى تغيير مىيابد ، و از اول خلقتش دائما در تحول و دستخوش تغيير بود ، بدنهاى شما بود نه شما ، و شما بعد از مردن بدنها محفوظ مىمانيد ، تا به سوى پروردگارتان مبعوث گشته و دوباره به بدنهايتان برگرديد « 1 » . با اين بيان دليل كفار بر نبودن معاد به كلى باطل مىشود ، چه دليل آنان را طورى تقرير كنيم كه تنها استبعاد باشد ، و يا طورى تقرير كنيم كه به صورت برهانى فلسفى در آيد ، يعنى بگوييم : بدن بعد از متلاشى شدن شخصيتش نيز نابود مىشود ، يعنى آن خصوصياتى كه به خاطر آن ، اين بدن زيد فرزند عمرو بود از بين مىرود ، و اگر بخواهد دوباره موجود شود اعاده معدوم لازم مىآيد ، و آن هم محال است . اين صورت برهانى سخن كفار است ، و آيه شريفه آن را باطل مىكند ، چون گفتيم حقيقت انسان عبارت است از جان و روح و نفس او ، كه با كلمه « من - تو » از آن حكايت مىكنيم ، و روح آدمى غير از بدن اوست ، و بدن در وجودش و شخصيتش تابع روح است ، و روح با مردن متلاشى نمىشود و معدوم نمىگردد ، بلكه در حيطه قدرت خداى تعالى محفوظ است ، تا روزى كه اجازه بازگشت به بدن يافته و به سوى پروردگارش براى حساب و جزاء بر گردد ، و با همان خصوصياتى كه خداى سبحان از آن خبر داده مبعوث شود .
هامش
( 1 ) هم چنان كه اگر ديده باشيد كرم معروف به خاكشير كه در لجنزارها پيدا مىشود بعد از آنكه رشد كرد و به حد بلوغ رسيد دهان خود را روى آب باز نموده و خود به صورت پشه اى از جلد قبلى يعنى قالب كرمى در آمده به فضايى وسيعتر از لجنزار و پاكتر از آن پرواز مىكند با اين تفاوت كه روح در بدن آدمى و محدود به آن نيست بلكه متعلق و وابسته به آن است . ( مترجم ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 377 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى