شده است ، - دقت بفرماييد - .
سوم اينكه : مراد از « نصر اللَّه » يارى مؤمنين عليه مشركين در روز جنگ بدر است ، نه يارى روم عليه فرس ، هر چند كه هر دو يارى در يك زمان اتفاق افتاده باشد ، پس گويا فرموده : روم به زودى و در چند سال بعد غلبه مىكند ، و در هنگام غلبه روم مؤمنين هم بر مشركين غلبه مىكنند ، و به نصرتى كه خدا به ايشان داده خوشحال مىگردند . اشكال اين وجه اين است كه : با جمله : « خدا هر كه را بخواهد يارى مىكند » سازگار نيست .
چهارم اينكه : مراد از « نصرت » نصرت مؤمنين است ، اما نه در جنگ بدر ، بلكه به همين كه روم طبق پيشگويى قرآن غلبه كرده ، چون اين پيشامد مؤمنين را سرفراز مىكند ، و مىتوانند قرآن و دين خود را به رخ كفار بكشند .
بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : « مراد از » نصرت « ، استيلاى بعضى از كفار بر بعضى ديگر ، و تفرقه كلمه آنها و شكستن شوكت آنهاست » . و اين وجوه و امثال اينها وجوه قابل اعتناء نيست .
* ( « وَعْدَ اللَّه ، لا يُخْلِفُ اللَّه وَعْدَه وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ) * كلمه * ( « وَعْدَ اللَّه » ) * مفعول مطلق فعل حذف شده است ، و تقدير آن « وعد اللَّه وعدا » مىباشد ، يعنى خدا وعده داده وعده دادنى چنين و چنان . و جمله « لا يخلف » از اخلاف است ، و اخلاف به وعده وفا نكردن است . و جمله * ( « وَعْدَ اللَّه » ) * تاكيد و تثبيت وعده سابق است ، كه مىفرمود * ( « سَيَغْلِبُونَ » ) * ، و * ( « يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ » ) * ، هم چنان كه جمله * ( « لا يُخْلِفُ اللَّه وَعْدَه » ) * ، تاكيد و تثبيت جمله * ( « وَعْدَ اللَّه » ) * است .
مساله خلف وعده نكردن خدا ، در آيه مورد بحث و آيه « إِنَّ اللَّه لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ » « 2 » آمده ، كه به كلى خلف وعده را از خدا نفى مىكند و خلف وعده هر چند در پاره اى اوقات از قبيل موارد اضطرارى عملى پسنديده مىشود ، و به همين جهت مىتوان گفت قبح آن ذاتى نيست ، و ليكن از آنجايى كه هيچ عاملى خدا را مضطر به خلف وعده نمىكند ، پس خلف وعده در حق او هميشه زشت است .
علاوه بر اين خلف ملازم با كمبود داشتن است ، و خدا كاملى است كه كمبود در باره او محال است .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 21 .
( 2 ) به درستى كه خداوند از وعده خود تخلف نمىكند . سوره رعد ، آيه 31 .