از اين هم كه بگذريم خودش در آيات مذكور از كلام مجيدش خبر داده كه خلف وعده نمىكند ، و او راستگوترين راستگويان است ، و همو است كه در كلام بى مانندش فرموده :
« وَالْحَقَّ أَقُولُ » « 1 » .
* ( « وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ) * - يعنى و ليكن بيشتر مردم به شؤون خداى تعالى جاهلند ، و به وعده او اطمينان و وثوق ندارند ، او را چون امثال خود مىپندارند ، كه هم راست مىگويند ، و هم دروغ ، هم وعده مىدهند ، و هم خلف وعده مىكنند .
* ( « يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » ) * جمله « يعلمون » به طورى كه در كشاف گفته - بدل است از جمله « لا يعلمون » و با در نظر گرفتن اينكه هر جا بدل در كلام آيد « مبدل منه » آن در حكم سقوط است ، از اين به دست مىآيد كه فرقى بين ندانستن يعنى جهل و بين دانستنى كه از امور مادى تجاوز نمىكند نيست ، يعنى كسى كه عملش تنها در امور مادى است ، در حقيقت با جاهل هيچ فرقى ندارد « 2 » .
بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : « جمله مذكور استثنايى است ، مىخواهد علت جهلشان را بيان كند ، جهلشان به حقانيت وعده خدا ، و اينكه امر به دست اوست ، چه قبل و چه بعد ، و او مؤمنين را عليه كفار يارى خواهد كرد ، و آن علت اين است كه : علم خود را به امورى مادى اختصاص دادهاند ، و معناى آن اين است كه : كفار حقايق مذكور را نمىدانند ، و علمى ندارند ، مگر به امور ظاهرى دنيا » و اين ظاهرتر است .
و اگر كلمه « ظاهرا » را نكره آورد ، و فرمود : ظاهرى از حيات دنيا را مىدانند ، براى اين است كه آن را تحقير كند ، و ظاهر حيات دنيا ، در مقابل باطن آن ، همان چيزهايى است كه با حواس ظاهريشان احساس مىكنند ، و اين احساس وادارشان مىكند كه در پى تحصيل آن برآيند ، و به آن دلبسته ، غير آن را يعنى حيات آخرت ، و معارف مربوط به آن را فراموش كنند ، و از خيرات و منافعى كه در آن است ، و منافع و خيرات واقعى و به حقيقت معناى كلمه است غفلت بورزند .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : كلمه « ظاهر » در آيه به معناى زايل است ، و استشهاد
هامش
( 1 ) من همواره حق مىگويم . سوره ص ، آيه 84 .
( 2 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 468 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 22 .
( 4 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 21 .