تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و ذكرى كه گفتيم ، غايت و نتيجه نماز است ، ذكر قلبى است ، البته آن ذكرى كه گفتيم به معناى استحضار است ، يعنى استحضار ياد خدا در ظرف ادراك ، بعد از آنكه به خاطر فراموشى از ذهن غايب شده بود ، و يا به معناى ادامه استحضار است ، و اين دو قسم از ذكر بهترين عملى است كه صدورش از انسان تصور مىشود ، و از همه اعمال خير قدر و قيمت بيشترى دارد ، و نيز از همه انحاى عبادتها اثر بيشترى در سرنوشت انسان دارد ، چون ياد خدا به اين دو نوع كه گفته شد ، آخرين مرحله سعادتى است كه براى انسانها در نظر گرفته شده ، و نيز كليد همه خيرات است . و به هر حال از ظاهر سياق آيه * ( « وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ » ) * برمىآيد كه جمله * ( « وَلَذِكْرُ اللَّه أَكْبَرُ » ) * متصل به آن است ، و اثر ديگرى از نماز را بيان مىكند ، و اينكه آن اثر ، بزرگتر از اثر قبلى است ، در نتيجه جمله * ( « وَلَذِكْرُ اللَّه أَكْبَرُ » ) * به منزله ترقى دادن مطلب است ، و البته منظور از ذكر در آن جمله نيز همان ذكر قلبى است ، كه گفتيم از نماز حاصل مىشود . پس گويا فرموده : نماز بگزار تا تو را از فحشاء و منكر باز بدارد ، بلكه آنچه عايد تو مىكند بيش از اين حرفها است ، چون مهمتر از نهى از فحشاء و منكر اين است كه : تو را به ياد خدا مىاندازد ، و اين مهمتر است ، براى اينكه ذكر خدا بزرگترين خيرى است كه ممكن است به يك انسان برسد ، چون ذكر خدا كليد همه خيرات است ، و نهى از فحشاء و منكرات نسبت به آن فايده اى جزئى است . البته اين احتمال هم هست كه مراد از « ذكر » همان اذكار زبانى نماز باشد ، ولى در اين صورت باز هم جمله مذكور در معناى ترقى است ، چون معناى آيه اين مىشود : نماز بخوان ، تا تو را از فحشاء و منكر بازدارد ، بلكه همان اذكارى كه در نماز است ، و يا خود نماز ، مهمتر از آن بازدارى است ، چون بازدارى مذكور يكى از آثار نيك ذكر است ، و به هر تقدير كلمه « ذكر اللَّه » بنا بر هر دو احتمال ، مصدرى است كه اضافه به مفعول خود شده ، و آن چيزى كه ذكر اللَّه از آن بزرگتر است عبارت است از نهى از فحشاء و منكر . مفسرين در معناى « ذكر » ، و اينكه كلمه « اللَّه » فاعل آن است ، و يا مفعول آن ، و اين كه مفضل عليه خاص است يا عام ، ( يعنى ذكر خدا از همه اقسام نهى از فحشاء مهمتر است ، يا بعضى از اقسام آن ) اقوال و نظريه هايى ديگر دارند . بعضى « 1 » گفته‌اند : معنايش اين است كه : اينكه خدا به ياد بنده اش باشد ، مهمتر از
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 164 .