از خبث يعنى آلودگى بدن و جامه ، خود را پاك كند ، و نيز از اينكه لباس و مكان نمازش غصبى باشد ، بپرهيزد ، و رو به سوى خانه پروردگارش بايستد .
پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پايدارى كند ، و در انجام آن تا حدى نيت صادق داشته باشد ، اين ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مىشود كه ملكه پرهيز از فحشاء و منكر در او پيدا شود ، به طورى كه اگر فرضا آدمى شخصى را موكل بر خود كند ، كه دائما ناظر بر احوالش باشد ، و او را آن چنان تربيت كند كه اين ملكه در او پيدا شود و به زيور ادب عبوديت آراسته گردد ، قطعا تربيت او مؤثرتر از تربيت نماز نيست ، و به بيش از آنچه كه نماز او را دستور مىدهد دستور نخواهد داد ، و به بيش از آن مقدار كه نماز به رياضت وادارش مىكند وادار نخواهد كرد .
در اينجا لازم است اشكالى كه به آيه شريفه شده ، و جوابش را خاطرنشان سازيم ، بعضى « 1 » بر اين آيه اشكال كردهاند كه : « اين آيه مىفرمايد نماز از فحشاء و منكرات نهى مىكند ، و حال آنكه ما بسيارى از نمازگزاران را مىبينيم كه از ارتكاب گناهان بزرگ پروايى ندارند ، چرا نماز آنان از فحشاء و منكرات بازشان نمىدارد ؟ » .
در جواب از اين اشكال بعضى « 2 » از علماء گفتهاند : « اصلا كلمه « صلاة » در آيه شريفه به معناى نماز نيست ، بلكه به معناى دعا است ، و مراد از دعا هم دعوت به سوى امر خدا است ، و معناى آيه اين است كه : اى پيغمبر من ، بر دعوت به سوى امر خدا پايدارى كن ، كه اگر چنين كنى اين دعوت مردم را از فحشاء و منكرات بازمىدارد » . ليكن اين جواب اشكال دارد ، براى اينكه در حقيقت براى رفع اشكال و فرار از آن ، آيه را از ظاهرش برگردانيده .
بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : « كلمه » صلاة « در آيه شريفه در معناى نكره است ، و معناى آيه اين است كه يك قسم از نمازها باعث مىشود كه نمازگزار از فحشاء و منكرات اجتناب بورزد ، و درست هم هست ، پس مراد همه نمازها نيست ، تا آن اشكال وارد شود » .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : « نماز ما دام كه نمازگزار مشغول آن است اين اثر را دارد ، يعنى شخص نمازگزار ما دام كه مشغول نماز است كارهاى زشت نمىكند ، چون همين اشتغال به نماز او را از كارهاى ديگر بازمىدارد » .
بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : آيه به همان ظاهرى كه دارد معنايى دارد كه آن اشكال
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 163 .
( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 164 .
( 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 163 .