ضمنى دلالت داشت بر اينكه اگر حاضر شوند و خطاهاى مؤمنين را گردن بگيرند ، آن خطا ، به عهده آنان منتقل مىشود ، و خدا همچنين اجازه اى به ايشان مىدهد ، جمله مورد بحث مىفرمايد كه در اين دعوايشان دروغ مىگويند ، پس تكذيب جمله مورد بحث مربوط به دعوايى است كه از فحواى كلام آنان استفاده مىشد ، نه از خود كلامشان ، چون در كلامشان دروغى نمىگفتند .
* ( « وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَأَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ ، وَلَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ » ) * اين آيه تتمه كلام سابق است ، كه مشركين را رد مىكرد ، و جنبه استدراك دارد ، و معنايش اين است كه : كفار نمىتوانند عين خطاهاى مؤمنين را حمل كنند ، براى اينكه خطاى هر كسى به گردن خود اوست ، و ليكن خطاهاى خود را با مثل وزر و و بال مؤمنينى كه به دست آنان كافر شدهاند ، حمل مىكنند بدون اينكه چيزى از و بال خود آن شخص از ايمان برگشته ، كم شود ، اما از و بال آنان كم نمىشود ؟ براى اينكه به اختيار خود دست از اسلام برداشتند ، و اما مشركين كه مثل خطاهاى آنان را با خطاهاى خود حمل مىكنند ، براى اينكه باعث گمراهى آنان شدند ، پس دو عذاب خواهند ديد يكى براى ضلالتشان و يك عذاب ديگر براى اضلالشان .
پس مىتوان گفت آيه مورد بحث در معناى آيه « لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَمِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ » « 1 » ، مىباشد .
* ( « وَلَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ » ) * - اين جمله مىفهماند كه شرك مشركين افتراء بر خداى سبحان است ، و همچنين اين ادعايشان كه ما مىتوانيم به آنچه وعده داديم كه خطاياى شما را حمل كنيم وفا كنيم ، و خدا چنين اجازه اى به ما داده .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه ابن ضريس ، و نحاس ، و ابن مردويه ، و بيهقى در دلائل ، از ابن عباس ، و نيز ابن مردويه ، از عبد اللَّه بن زبير ، روايت كرده كه گفت : سوره عنكبوت در مكه نازل شد « 2 » .
هامش
( 1 ) تا آنكه در قيامت بدوش كشند همه وزر خود را ، و مقدارى از وزر كسانى را كه بدون علم و دليل گمراه كردند . سوره نحل ، آيه 25 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 140 .