تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
دين توحيد به هيچ دين ديگرى متدين مشو ، براى اينكه تمامى دينها باطل و بى اثر است مگر دين خدا . و بنا بر اين مناسبتر آن است كه بگوييم حكم در ذيل آيه كه مىفرمايد * ( « لَه الْحُكْمُ » ) * ، به معناى حكم تشريعى ، و يا اعم از آن و از احكام تكوينى است ، و آن وقت معنا چنين مىشود : هر دينى هالك است ، مگر دين او ، براى اينكه تشريع دين كار او است ، نه غير او ، و همه شما به سوى او بازگشت مىكنيد ، نه به سوى دين تراشان اديان ديگر . اين آن معانى بود كه دقت و تدبر در آيه شريفه آن را دست مىدهد ، البته مفسرين در باره معناى آن اقوال مختلف ديگرى دارند . مثلا بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از « وجه » ذات مقدس خدا ، و مراد از هلاكت انعدام است ، و معناى آيه اين است كه : هر چيزى فى نفسه در معرض انعدام است ، چون وجودش از خودش نيست ، مگر ذات خدا كه واجب الوجود است ، و بنا بر اين ، اساس كلام بر تشبيه است ، و مىخواهد بفرمايد : هر موجودى غير خدا مانند هالك است ، چون وجودش مستند به غير است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد از « وجه » ذات هر چيزى است ، و ضمير در « وجهه » به خدا برمىگردد ، به اعتبار اينكه وجه هر چيزى مملوك اوست ، و معناى آيه اين است كه : هر چيزى هالك است ، مگر وجه خدا ، كه ذات هر چيز و وجود اوست . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : مراد از « وجه » جهت مقصوده از هر چيز است ، و ضمير در « وجهه » به خدا برمىگردد ، و معناى آيه اين است كه : هر چيزى با همه متعلقاتش هالك است ، مگر تنها آن جهت از هر چيز كه منسوب به خداى تعالى است ، و آن وجودى است كه خدا به وى افاضه فرموده است . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند : مراد از « وجه » آن جهت مقصوده است و آن خداى سبحان است كه هر چيزى متوجه به او است ، و ضمير در « وجهه » به كلمه « شىء » برمىگردد ، و معناى آيه اين است كه : هر چيزى هالك است ، مگر خدايى كه جهت مطلوب هر چيز است .
و در معناى « هلاك » بعضى « 5 » گفته‌اند : « به معناى مرگ است ، و ظاهر عموم آيه مراد نيست ، بلكه مراد تنها جانداران است ، و معنايش اين است كه : هر موجود جاندارى به زودى مىميرد ، مگر وجه خدا » .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 130 . ( 2 و 3 و 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 130 و 131 . و مجمع البيان ، ج 7 ، ص 270 .