بحث روايتى
در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، عبد بن حميد ، بخارى ، نسايى ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، و بيهقى - در كتاب دلائل - از چند طريق از ابن عباس روايت كردهاند كه در ذيل جمله * ( « لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ » ) * گفته است : يعنى به مكه ، چيزى كه هست در روايت ابن مردويه اين زيادى هم آمده : همانطور كه تو را از مكه بيرون كرد « 1 » .
مؤلف : باز از ابن عباس از ابو سعيد خدرى روايت شده كه گفتند : مراد از معاد مرگ است ، و نيز از على از رسول خدا ( ص ) حديث كرده كه فرمود : مراد از معاد جنت است « 2 » ، و انطباق اين حديث بر آيه خالى از خفاء نيست ، و قمى در تفسير خود از جرير از ابى جعفر ( ع ) و از ابى خالد كابلى از على بن الحسين ( ع ) روايت كرده كه فرمود : مراد از معاد رجعت است ، و شايد مساله رجعت جزء باطن باشد ، نه تفسير ظاهر « 3 » .
و در احتجاج از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى طولانى فرمود : و اما اينكه فرمود * ( « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه » ) * ، مراد اين است كه : هر چيزى هالك است مگر دين او ، چون محال است كه از او همه چيزش هلاك شود ، تنها وجهش باقى بماند ، و خداى تعالى اجل و اعظم از اين است . كسى هلاك مىشود كه از خدا نباشد ، مگر نمىبينى خودش فرمود : « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ - هر چيزى فانى است تنها وجه پروردگار تو مىماند » كه در آن بين خلقش و وجهش جدايى انداخت ؟ « 4 » .
و در كافى به سند خود از سيف از كسى كه نامش را برده ، از حارث بن مغيرة نصرى روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) معناى كلام خداى تعالى را پرسيدند كه مىفرمايد : * ( « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه » ) * . فرمود : مردم در باره آن چه مىگويند ؟ من عرضه داشتم : مىگويند يعنى هر چيزى هلاك مىشود مگر وجه خدا ، فرمود سبحان اللَّه ، حرف بزرگى مىزنند ، منظور از اين وجه ، آن وجه خداست كه خلق از آن وجه به خدا راه مىيابند
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 140 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 141 .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 147 .
( 4 ) احتجاج ، جزء اول ، ص 377 .