تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
( منظور ائمه هدى هستند ) « 1 » . مؤلف : و نظير اين روايت را در كتاب توحيد به سند خود از حارث بن مغيره نصرى از امام صادق ( ع ) روايت كرده ، كه عبارتش چنين است : حارث گفت من از امام صادق ( ع ) از معناى آيه * ( « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه » ) * پرسيدم فرمود : يعنى هر چيزى هالك است مگر كسى كه راه حق را طى كند « 2 » . و در كتاب محاسن برقى نيز نظير آن آمده ، جز اينكه در آخرش دارد : مگر كسى كه راهى را بگيرد كه شما درآنيد « 3 » . و اين تشويش و اختلافى كه در روايات ديده مىشود از راه نقل به معنا در آنها راه يافته ، راويان فرمايش امام را با عبارت خودشان نقل كرده‌اند ، در نتيجه اين طور شده . حال اگر مراد از اينكه امام صادق ( ع ) فرمود : منظور از اين وجه آن وجه خداست كه خلق از آن وجه به خدا راه مىيابند ، مطلق هر چيزى باشد كه منسوب به خداست ، و از ناحيه خود خدا مىباشد ، در اين صورت روايت با همان معنايى كه ما براى آيه كرديم منطبق مىشود . و اگر مراد از وجه ، آن دينى باشد كه خلق از آن مسير متوجه خدا مىشوند ، در اين صورت مراد از هلاكت ، بطلان و بى تاثيرى خواهد بود ، و معناى روايت اين مىشود كه « لا إله الا اللَّه » هر دينى باطل است مگر دين حق او ، كه از آن مسير پرستيده مىشود ، كه آن دين حق است براى اينكه به زودى به دارنده اش سود مىرساند ، و دارنده اش پاداش داده مىشود ، و ما در تفسير آيه به اين دو معنا اشاره كرديم . و در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ » ) * فرموده : خطاب به رسول خدا است ، ولى مردم منظورند ، و نيز در جمله * ( « وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ » ) * باز خطاب به رسول خدا ( ص ) است ، ولى مردم منظورند ، بعد مىگويد : اين قول امام صادق ( ع ) است كه فرموده خداى تعالى پيامبر خود را به طريقه « اياك اعنى و اسمعى يا جارة - به تو مىگويم ولى اى » جارة « تو بشنو » « 4 » مبعوث فرموده « 5 » .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 143 . ( 2 ) توحيد صدوق ، ص 151 . ( 3 ) محاسن برقى ، ج 1 ، ص 199 ، ( ط دار الكتاب اسلامى ) . ( 4 ) جاره نام زن « اعشى » بوده و به مطلق زن نيز جاره گفته مىشده . ( 5 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 147 .