تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
موجودى كه تصور شود بعد از وجودش هلاكت و بطلان در پى دارد مگر وجه خدا . اين نيز وجه صحيحى است ، براى اينكه در پى داشتن هلاكت به اختلاف موجودات مختلف مىشود ، آن موجودات كه زمانى هستند ، بعد از سرآمد زمان وجودشان هالك و باطل مىشوند ، و آنهايى كه زمانى نيستند ، وجودشان در احاطه فنا قرار دارد ، و فنا از هر طرف احاطه شان كرده است .
و هلاكت اشياء بنا بر اين عبارت است از بطلان وجود ابتدايى آنها ، به طورى كه دنيا و نشاه اول از وجود آنها خالى شود ، و همه به نشاه آخرت منتقل گشته و به سوى خدا بازگشت كنند ، و نزد او قرار گيرند ، و اما بطلان مطلق ، بعد از آنكه هست شدند ، صحيح نيست ، براى اينكه صريح قرآن آن را نفى كرده ، و آيات آن پيوسته مىفرمايد : بازگشت همه موجودات به سوى خداست ، و خدا منتهى ، و رجعت به سوى اوست « وَهُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه - اوست كه خلق را آغاز كرد ، و دوباره آن را برمىگرداند » . پس حاصل معناى آيه بر اساس چند معنايى كه گذشت بدين قرار است ، - اگر مراد از « وجه » صفات كريمه خدا باشد - ، كه : هر چيزى به زودى جا خالى كرده و به درگاه خدا مىرود ، مگر صفات كريمه خدا كه منشا فيض او هستند ، و بدون وقفه و تا بى نهايت مشغول افاضه فيضند ، و معبود هم بايد اين چنين باشد ، و بطلان در ذات او ، و انقطاع در صفات فياضه او راه نداشته باشد ، و غير از خدا هيچ موجودى اين طور نيست ، پس هيچ معبودى جز او نيست . و اگر مراد از « وجه » ذات مقدس باشد ، حاصل معنا اين مىشود كه : هر موجودى فنا در پى دارد ، و با رجوع به سوى خدا هلاك مىشود ، مگر ذات حق و ثابت او كه بطلان و هلاكت در او راه ندارد ، بنا بر اين وجه ، صفات ، صقع ذات ملاحظه مىشود ، - و معبود هم بايد كسى باشد كه فنا در او راه نداشته باشد ، و غير از خدا كسى به اين صفت نيست پس جز او هم معبودى نيست . و با آنچه در معناى آيه گفته شد جواب اعتراضى كه به عموميت آيه شده روشن مىشود ، چون اعتراض كرده‌اند كه اگر آيه به عموميتش مراد باشد ، بايد بهشت و دوزخ و عرش هم فناپذير باشند ، با اينكه مىدانيم بهشت و دوزخ بعد از موجود شدن ديگر معدوم نمىشوند ، و تا بى نهايت موجود هستند ، و همچنين عرش نيز همين طور است چون در بعضى روايات آمده كه عرش سقف بهشت است . حاصل جواب اين است كه گفتيم منظور از هلاكت ، نابودى نيست ، بلكه نابود شدن در دنيا ، و انتقال به نشاه ديگر ، و رجوع به خداست ، و اين انتقال از دنيا به آخرت ، و عود بعد از