تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و نيز مانند انسان كه از حقيقت جز اين مقدار بهره ندارد ، كه موجودى است كه آفرينش خدا روحى و جسمى در او به كار برده ، و او خودش صفات كمالى براى خود كسب كرده ، اينها كه حقيقت انسان را تشكيل مىدهند همه صنع خدا و منسوب به اويند ، و اما زايد بر اينها آنچه را كه عقل اجتماعى بر آن اضافه مىكند ، همه موهوماتند كه ناچارى و اضطرار باعث شده آنها را معتبر بشمارد ، مانند اينكه فلان انسان نيرومند ، و آن يكى سلطان ، و آن ديگرى رئيس ، و آن چهارمى محترم ، و آن پنجمى ثروتمند ، و آن ششمى عزيز ، و آن يكى صاحب اولاد ، و ديگرى بازو و حمايت كننده دارد ، همه اينها جز سرابى هالك و آرمانى كاذب ، چيز ديگرى نيستند ، و بر همين منوال هر موجود ديگرى را كه تحت تجزيه عقل بياوريم عبارت است از يك يا چند حقيقت و چند خرافه و موهوم . پس ، از حقيقت آن مقدارى در دست ما و نزد ما است كه خدا به فضل خود افاضه اش كرده باشد ، و آن افاضه آيات اوست ، كه بر صفات كريمه او از رحمت و رزق و فضل و احسان و صفات ديگرش دلالت مىكند . پس حقيقتى كه در واقع ثابت است ، و هرگز هلاكت و بطلان ندارد ، عبارت است از صفات كريمه خدا ، و آيات داله بر صفاتش ، كه همه آنها با ثبوت ذات مقدسش ثابتند . اين در صورتى است كه مراد از كلمه « هالك » در آيه شريفه هالك فعلى باشد كه در اين صورت حاصل تعليل كلمه اخلاص به عبارت * ( « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه » ) * اين مىشود كه : هيچ إله - معبود به حق - جز خدا نيست ، براى اينكه معبود وقتى معبود به حق است ، كه خودش حقيقتى داشته باشد ، و مشتمل بر واقعيتى غير هالك باشد ، حقيقت و واقعيتى كه بطلان در او راه نيابد ، و نيز تدبيرى در عالم داشته باشد ، آن هم تدبيرى حقيقى و واقعى نه موهوم و خيالى ، و وقتى معبود عبارت از چنين موجودى باشد ، غير از خداى تعالى هيچ معبودى نخواهد بود ، چون غير از او هر چه باشد ، فى نفسه هالك و باطل است ، مگر آن چيز كه وجه خدا و منسوب به اوست ، پس در عالم هستى غير از خداى سبحان هيچ معبودى نيست . بتپرستان هر چند كه وجود بت را هم منسوب به خداى تعالى مىدانند ، و معترفند كه وجود آن از ناحيه خدا و وجه اوست ، الا اينكه آنها را مستقل در تدبير دانسته و تدبير آنها را منسوب به خدا و احكام آنها را احكام خدا نمىدانستند ، و به همين جهت آنها را مىپرستيدند ، و خدا را نمىپرستيدند ، و حال آنكه هيچ موجودى در هيچ اثرى مستقل نيست ، پس در عالم هستى هيچ موجودى به غير از خداى سبحان مستحق پرستش نيست . در اينجا وجه ديگرى در تفسير آيه هست كه دقيقتر از وجه سابق است ، بنا بر اين كه