تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
زكات تشريع شده ، و نماز عبارت است از توجه بندگى مخصوص به سوى خداى سبحان و زكات عبارت است از انفاق مالى ، و اين دو حكم در بيش از بيست جاى قرآن قرين هم ذكر شده ، بنا بر اين ديگر به گفته آن كسى كه گفته مراد از زكات تزكيه نفس و تطهير آن است ، نه واجب مالى ، اعتناء نمىشود . * ( « وَبَرًّا بِوالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا » . ) * يعنى مرا مهربان و رؤوف نسبت به مردم قرار داد ، و يكى از مظاهر آن اين است كه من به مادرم مهربانم ، و نسبت به ساير مردم هم جبار و شقى نيستم ، و « جبار » كسى را گويند كه جور خود را به مردم تحميل كند ، ولى خودش جور مردم را تحمل نكند و از ابن عطاء نقل شده كه جبار آن كسى است كه خير خواه نباشد و شقى آن كسى است كه پذيراى خير خواهى ديگران نباشد . * ( « وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا » . ) * در اين آيه در سه موطن تكون و هستيش به خودش سلام كرده ، كه توضيحش در آخر داستان يحيى گذشت . بله ، ميان اين سلام كردن و آن سلام كردن فرقى هست ، و آن اين است كه سلام در داستان يحيى ، نكره ( يعنى بدون الف و لام ) آمده ، و اين خود دلالت بر نوعى خاص دارد ، و در اين قصه با الف و لام آمده كه جنس و عموميت را مىرساند ، و فرق ديگر اينكه در داستان يحيى سلام كننده بر او خداى سبحان بود ، و در اين داستان خود عيسى بوده است . * ( « ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيه يَمْتَرُونَ » . ) * از ظاهر اين آيه بر مىآيد كه اين آيه و آيه بعديش دو جمله معترضه هستند و آيه سوم تتمه كلام عيسى ( ع ) است . در جمله * ( « ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ » ) * كلمه « ذلك » اشاره به سراپاى داستانى است كه قرآن كريم از سر گذشت و اوصاف عيسى آورده ، و معنايش اين است كه اين شخصى كه ما ، در باره ولادتش سخن گفتيم و او خود را به عبوديت و نبوت و كتاب معرفى كرد همان عيسى بن مريم است . و كلمه * ( « قَوْلَ الْحَقِّ » ) * كه به صداى بالا خوانده مىشود عامل نصبش مقدر است و تقدير كلام « اقول قول الحق » مىباشد ، و جمله * ( « الَّذِي فِيه يَمْتَرُونَ » ) * يعنى آنكه در باره اش شك و نزاع مىكنند ، وصف عيسى است ، و معنايش اين است كه اين همان عيسى بن مريم است كه در باره اش شك و نزاع مىكنند .