و در الدر المنثور است كه ابن جرير ، و ابن مردويه و حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - از عايشه روايت كردهاند كه از رسول خدا ( ص ) از آيه * ( « وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » ) * پرسيد . حضرت فرمود : مقصود از حرج ، ضيق است « 1 » .
و در تهذيب به سند خود از عبد الاعلى مولاى آل سام روايت كرده كه گفت : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : پايم لغزيد ، و ناخن آن افتاد من انگشتم را با پارچه اى پيچيدم در اينحال چگونه وضوء بگيرم ؟ فرمود : اين مساله و نظايرش از كتاب خداى عز و جل فهميده مىشود ، چون خداى تعالى فرموده : * ( « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » ) * و به حكم اين آيه چون مسح بر بشره انگشت حرج است ، تو بايد بر همان پارچه مسح كنى « 2 » .
مؤلف : در معناى اين روايت روايات ديگرى است كه با آيه شريفه به رفع حكم حرجى استشهاد شده ، و تمسك به آيه در اين حكم ، خود دليل روشنى است بر اينكه آنچه ما در معناى آيه بيان كرديم صحيح بوده .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه - در كتاب مصنف - و اسحاق بن راهويه ، در كتاب مسند خود ، از مكحول روايت كردهاند كه رسول خدا ( ص ) فرمود :
خداوند براى خود دو نام نهاده كه همان دو نام را هم به امت من نهاده است ، يكى سلام كه امت مرا نيز مسلم خوانده و ديگرى مؤمن كه گروندگان به دين را نيز مؤمنين ناميده است « 3 » .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 371 .
( 2 ) تهذيب ، ج 1 ، ص 363 .
( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 373 .