تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
ندارند و اين از لطيفترين احتجاجات قرآنى است . * ( « وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوه الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكادُونَ يَسْطُونَ . . . » ) * كلمه « منكر » مصدر ميمى به معناى انكار است و مراد از « شناختن انكار در روى كفار » شناختن اثر انكار و كراهت است . و كلمه « يسطون » از « سطوت » است كه - بنا به آنچه در مجمع البيان آمده - به معناى اظهار حالتى خشمگين و وحشتآور است . مىگويند : « سطا عليه ، يسطو ، سطوة و سطاوة » يعنى خشم گرفت بر او و « و الانسان مسطو عليه » يعنى انسان مورد خشم قرار گرفت . و كلمه « سطوت » و « بطش » هر دو به يك معنا است « 1 » . و معناى آيه اين است كه : چون آيات مرا برايشان تلاوت كنى ، در حالى كه آيات ما واضح الدلاله است در عين حال آثار انكار را در چهره هاى كفار مشاهده مىكنى ، آن قدر كه گويى از شدت خشم نزديك است بر خوانندگان قرآن بشورند . جمله * ( « قُلْ أفَأُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكُمُ » ) * تفريع بر انكار مشركين و احترازشان از شنيدن قرآن است ، يعنى به آنان بگو : پس مىخواهيد خبر دهم شما را به چيزى كه از شنيدن قرآن برايتان ناگوارتر است ، اگر مىخواهيد بگوييد شما را از آن خبر دهم كه مواظب خود باشيد و از آن بپرهيزيد اگر اهل پرهيز هستيد . و جمله * ( « النَّارُ وَعَدَهَا اللَّه الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » ) * بيان همان بدتر است ، يعنى آنكه گفتيم برايتان ناگوارتر است . و جمله * ( « وَعَدَهَا اللَّه . . . » ) * بيان شر بودن آن است .
* ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَه » ) * كلمه « مثل » به معناى وصفى است كه چيزى را در آن حالى كه هست مجسم كند ، چه اينكه آن وصف واقعيت خارجى داشته باشد ، و چه اينكه صرف فرض و خيال باشد ، مانند مثلهايى كه در قالب گفتگوى حيوانات يا جمادات با يكديگر مىآورند . و ضرب مثل ، به معناى اين است كه مثل در اختيار طرف بگذارى ، و گويى پيش روى او نصب كنى تا در آن تفكر و مطالعه كند مانند زدن خيمه كه معنايش نصب آن است براى سكونت . و اين مثلى كه آيه مورد بحث از آن خبر مىدهد ، قول خداوند متعال است كه مىفرمايد : * ( « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَه وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوه مِنْه » ) * و معنايش اين است كه اگر فرض شود كه خدايان ايشان بخواهند يك مگس - كه
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 95 .