تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
بيان آيات اين آيات رسول خدا ( ص ) را دستور مىدهد به دعوت ، و اينكه حقايقى از دعوت خود و اباطيل شرك را بيان كند ، آن گاه مؤمنين را دستور مىدهد به فعل خير كه خلاصه شريعت است و مراد از آن اين است كه خدا را بندگى نموده ، عمل خير انجام دهند ، و در آخر امر به جهاد در راه خدا مىكند ، و با همين دستور سوره را ختم مىنمايد . * ( « لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوه فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ . . . » ) * كلمه منسك مصدر ميمى از « نسك » به معناى عبادت است ، مؤيد اين مطلب جمله * ( « هُمْ ناسِكُوه » ) * است يعنى همان عبادت را انجام مىدادند و اگر مصدر ميمى نبود و اسم مكان مىبود - هم چنان كه بعضى احتمال داده‌اند - آن وقت برگشت ضمير « هاء » به منسك معناى درستى نمىداد . و مراد از * ( « لِكُلِّ أُمَّةٍ » ) * امتهاى گذشته است كه هر يك پس از ديگرى آمده تا منتهى به امت اسلام شده ، نه امتهاى مختلف زمان رسول خدا ( ص ) از قبيل امت عرب و عجم و روم ، چون مىدانيم كه شريعت خدا همواره يكى بوده و نبوت هم جهانى بوده است . جمله * ( « فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ » ) * مشركين و منكرين دعوت رسول خدا ( ص ) را نهى مىكند از اينكه در عبادتى كه او آورده با او نزاع نكنند هر چند كه آنها ايمان به دعوت او نداشته باشند و براى امر و نهى او احترامى قائل نباشند . خواهى گفت : با اينكه وقعى به امر و نهى او نمىگذارند ، نهى ايشان در اين آيه چه اثرى دارد ؟ مىگوييم : اين در صورتى است كه نهى همراه با دليل نباشد ، ولى در اينجا در صدر آيه دليل ذكر شده .
و گويا كفار از اهل كتاب و يا مشركين وقتى عبادات اسلامى را ديده‌اند و چون براى آنها نوظهور بوده - چون نظير آن را در شريعتهاى سابق ، يعنى شريعت يهود نديده بودند - لذا در مقام منازعه با آن جناب بر آمده‌اند كه اين نوع عبادت را از كجا آورده اى ما اينطور عبادت در هيچ شريعتى نديده‌ايم اگر اين قسم عبادت از شرايع نبوت بود ، و به عبارت ديگر اگر تو كه آورنده اين عبادتى پيغمبر بودى بايد مردم خداپرست كه از امتهاى انبياء گذشته‌اند آن را مىشناختند . و خداى تعالى جواب داده كه هر امتى از امتهاى گذشته عبادتى داشته‌اند كه آن قسم خدا را عبادت مىكردند ، و عبادت هيچ امتى به امت ديگر منتقل نمىشده چون خداوند با هر شريعت ، شرايع قبلى را نسخ مىكرد و بهتر از آن را مىآورد ، چون افكار امتهاى بعدى ترقى يافته تر از
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 574 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى