تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
بعضى از حوادث است كه در زمين و آسمان جريان مىيابد ، و خدا تمامى حوادث و موجودات زمين و آسمان را مىداند پس او به كرده هاى شما كفار نيز آگاه است . جمله * ( « إِنَّ ذلِكَ فِي كِتابٍ » ) * مطالب قبلى را تاكيد مىكند ، و مىفرمايد : آنچه را خدا مىداند همه در كتابى ثبت است ، نه نسخه اش گم مىشود ، نه او فراموش مىكند و نه دچار اشتباه مىگردد . پس كرده هاى ايشان همانطور كه بوده تا روزى كه خدا حكم كند محفوظ مىماند . و جمله * ( « إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّه يَسِيرٌ » ) * معنايش اين است كه ثبت و نگهدارى آنچه مىداند در كتابى محفوظ براى او آسان است .
* ( « وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه سُلْطاناً وَما لَيْسَ لَهُمْ بِه عِلْمٌ . . . » ) * حرف « باء » در « به » به معناى « مع » است و كلمه « سلطان » به معناى برهان و حجت است . و معناى آيه اين است كه : مشركين به جاى خدا چيزى - همان بتى كه شريك خدا مىگيرند - را مىپرستند كه خداوند هيچ حجت و دليلى نازل نكرده كه آنها بدان متمسك شوند و مشركين به چنين حجتى علم ندارند . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : اگر جمله « و مشركين به چنين حجتى علم ندارند » را اضافه كرد براى اين است كه آدمى بسيارى از چيزها را مىداند و به آن علم دارد ، با اينكه هيچ حجتى بر آن ندارد مانند ضروريات بديهى . و چه بسا نزول سلطان را به دليل نقلى تفسير كرده‌اند . و مراد از « علم » را دليل عقلى گرفته ، آيه را چنين معنا كرده‌اند : مشركين به جاى خدا چيزهايى مىپرستند كه نه دليل نقلى بر آن دارند و نه دليل عقلى . ولى اين تفسير خودش تفسيرى است بى دليل ، و « تنزيل سلطان » همانطور كه شامل دليل نقلى ، يعنى وحى و نبوت مىشود ، شامل ادله عقلى هم هست ، چون ادله عقلى را نيز خدا بر دلها نازل كرده . در خصوص جمله * ( « وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ » ) * بعضى از مفسرين گفته‌اند : تهديد مشركين است و مراد اين است كه مشركين ياورى ندارند كه ايشان را از عذاب محافظت نمايد . ولى به طورى كه از سياق بر مىآيد ظاهرا جمله مذكور در مقام احتجاج بر اين است كه مشركين برهان و علمى به خدايى شركائشان ندارند ، به اين بيان كه اگر چنين حجتى و علمى مىداشتند ، آن برهان ياور ايشان مىشد ، چون برهان ياور صاحب برهان است ، و علم ياور عالم است ، ليكن مشركين ظالمند و براى ظالمان ياورى نيست . پس به همين دليل برهان و علمى هم
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 95 .