تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
شده باشد « 1 » . * ( « فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً » . ) * « قرار العين » كنايه از مسرت است ، وقتى گفته مىشود : « اقر اللَّه عينك » معنايش اين است كه خداوند خوشنودت كند ، و معناى جمله اين است كه از رطب تازه رسيده بخور و از جوى آبى كه زير پايت جارى شده بياشام ، و بدون اينكه اندوهى به خود راه دهى خوشنود باش ، و اگر به خوردن و آشاميدن سفارش كرد براى اين بود كه هر كدام از اين دو يكى از نشانه هاى مسرت و خوشوقتى است ، و كسى كه گرفتار مصيبتى است ديگر نمىتواند از غذاى لذيذ و آب گوارا لذت ببرد ، و مصيبت ، شاغل او از اين كارها است ، و معناى آيه اين است كه از رطب تازه بخور و از جوى آب بياشام و از عنايتى كه خدا به تو كرده خرسندى كن بدون اينكه غمگين و محزون شوى ، و اما اينكه مىترسى مردم به تو تهمت بزنند و از تو باز خواست كنند كه اين فرزند را از كجا آورده اى ؟ در پاسخشان سكوت كن ، و با احدى حرف مزن ، من جوابشان را مىدهم . * ( « فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا » . ) * مقصود از روزه ، روزه سكوت است هم چنان كه از جمله * ( « فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا » ) * نيز به خوبى بر مىآيد ، و نيز از سياق بر مىآيد كه اين قسم روزه در آن دوره مرسوم بوده و لذا مريم عذراء هم آن را پذيرفت ، و كلمه « انسى » منسوب به انس است كه در مقابل جن به كار مىرود ، و مراد از آن يك فرد از انسان است . و كلمه « ما » در جمله * ( « فَإِمَّا تَرَيِنَّ . . . » ) * زائده است ، و كلام اصلى « ان ترى بشرا فقولى » بوده ، و معنايش اين است كه اگر فردى از بشر را ديدى و با تو حرفى زد و پرسيد كه اين بچه را از كجا آورده اى ؟ بگو . . . . و مراد از « قولى - بگو » سخن گفتن نيست چون بنا شد سخن نگويد ، بلكه مقصود از آن فهماندن است ، و لو به اشاره چون تفهيم به اشاره را هم قول مىگويند ، و از فراء نقل شده كه هر چيزى را كه به انسان برسد ، به هر طريق كه باشد عرب آن را كلام مىگويد مگر آنكه با مصدر تاكيد شود كه در آن صورت مقصود تنها سخن گفتن خواهد بود . و بعيد نيست كه از جمله * ( « فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً » ) * با كمك سياق فهميده
هامش
( 1 ) قاموس المحيط ، ج 4 ، ص 313 .