تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
داشته باشد .
* ( « وَكانَ أَمْراً مَقْضِيًّا » ) * - اين جمله اشاره به حتميت قضايى است كه خدا در باره ولادت اين غلام زكى رانده ، ديگر نه امتناع مريم جلو آن را مىگيرد ، و نه دعايش . * ( « فَحَمَلَتْه فَانْتَبَذَتْ بِه مَكاناً قَصِيًّا » . ) * كلمه « قصى » به معناى دور است ، يعنى باردار شد به فرزند ، پس انفراد و اعتزال جست ، و او را به محل دورى از خانواده اش برد . * ( « فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ . . . » . ) * كلمه « اجائة » باب افعال از « جاء » است چه بگويى « جاء به » و چه بگويى « اجاءه » هر دو به معناى « او را آورد » است ، كه در آيه شريفه كنايه از دفع و الجاء است ، يعنى درد زائيدن او را مجبور به آمدن كرد ، و كلمه « مخاض » و همچنين « طلق » به معناى درد زائيدن است ، و * ( « جِذْعِ النَّخْلَةِ » ) * به معناى ساقه درخت خرما است . و كلمه « نسى » - به فتحه و به كسره نون - بر وزن وتر و وتر ، به معناى هر چيز حقير و ناچيزى است كه بايد فراموش شود ، و معناى آيه اين است كه : - بعد از آنكه از اهل خود اعتزال جست و به محل دورى آمد - درد زائيدن او را مجبور نمود و به كنار تنه درخت خرمايى آورد تا در آنجا حمل خود را بزايد - و از اينكه تعبير به تنه درخت كرد نه خود درخت ، فهميده مىشود كه درخت مزبور خشكيده بوده - و از خجالت و شرمش از مردم گفت : اى كاش قبل از اين مرده بودم ، و « نسى » يعنى چيزى غير قابل اعتنا بودم كه فراموش مىشدم تا مردم در باره‌ام حرف نمىزدند ، كه به زودى خواهند زد . * ( « فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي ) * . . . * ( تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا » . ) * ظاهر سياق مىرساند كه ضمير فاعل در جمله « ناداها » به عيسى ( ع ) برگردد ، نه به روح كه در سابق نامش به ميان آمده بود ، و اين ظهور ، قيد * ( « مِنْ تَحْتِها » ) * را تاييد مىكند ، چون با حال مولود نسبت به مادرش در حين وضع حمل مناسبتر است ، تا حال روح و مريم ، و نيز برگشتن ضمير در جمله قبل و بعد به عيسى ، مؤيد ديگرى است براى اينكه ضمير مورد بحث هم به آن جناب برگردد . بعضى گفته‌اند ضمير به روح بر مىگردد ، و چنين تصوير كرده‌اند كه مريم ( ع ) هنگام وضع حمل در بلندى قرار داشته و جبرئيل در پائين آن بوده و از آنجا وى را ندا داده « 1 » ، و ليكن هيچ دليلى از لفظ آيه بر اين گفتار نيست .
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ص 204 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 55 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى