بحث « مجازات و عفو » كاملا روشن ساختهايم .
و بنا بر اين ، معناى آيه چنين مىشود : هر كس ستم كننده بر خود را عقاب كند به مثل عقابى كه او از در ظلم كرده ، خدا او را يارى كرده چون اجازه چنين عملى را به او داده و او را از معامله به مثل ممانعت نفرموده ، چون خدا بخشنده و غفور است ، و آنچه اثر زشت كه اين معامله به مثل دارد محو مىكند ، چون اگر محو نكند عقاب و آزار رساندن به خلق در نظام حيات اثر زشت خود را مىگذارد ، چيزى كه هست خدا در خصوص اين موارد آن اثر زشت و مبغوض را مىپوشاند ، چون خودش به آن اجازه داده و آن را حرام نكرده .
با اين بيان اين نكته نيز روشن مىشود كه به چه مناسبت در آخر آيه قبلى وصف حلم را آورد و نيز روشن مىگردد كه كلمه « ثم » تنها براى رساندن بعديت به حسب ذكر است ، نه بعديت زمانى .
بعضى از مفسرين « 1 » در معناى آيه گفتهاند : هر كس به جنايت كننده بر خود جنايتى وارد آورد و سپس برگردد و او را دوباره مجازات كند خدا آن مظلوم را يارى مىكند ، كه خدا بخشنده آن عقابى است كه بار دوم به دشمن داده و اين ترك اولى را مرتكب شده ، هر چند كه جا داشت كه صبر ، و عفو از جانى ، و بزرگوارى را ترك نكند ، هم چنان كه قرآن دستور داده فرمود :
« وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » « 2 » و نيز فرمود : « فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى اللَّه » « 3 » و نيز فرمود : « وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ » « 4 » .
در اين تفسير چند اشكال است :
اولا در اين تفسير كلمه « ثم » براى بعديت زمانى گرفته شده ، و به همين جهت كلمه « عقاب » با كلمه « بغى » دو معنا پيدا كردند و كلمه عقاب با اينكه معنايش مطلق است هم جنايت را شامل است و هم غير آن را ، مختص به جنايت شده و چنين اختصاصى دليل ندارد .
و ثانيا اين مفسرين نصرت را به معناى نصرتى تكوينى ( ظفر دادن ) گرفتهاند نه تشريعى ( حق قانونى ) و در حقيقت آيه را به معناى خبر دادن از نصرت خدا مظلوم را بر ظالم گرفتهاند و حال آنكه چه بسيار ظالمها را مىبينيم كه بعد از انتقام مظلوم از او ، دوباره ظلم خود را از
هامش
( 1 ) منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 187 .
( 2 ) و عفو كنيد به تقوى نزديكتر است سوره بقره ، آيه 237 .
( 3 ) و كسى كه عفو كند و آشتى نمايد ، اجرش به عهده خدا است . سوره شورا ، آيه 40 .
( 4 ) و كسى كه صبر كند و ببخشايد اين از عزم امور است . سوره شورا ، آيه 43 .