تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
سرگرفته و خدا هم تكوينا ياريش نكرده است . و ثالثا قتال با مشركين و جهاد در راه خدا به طور قطع از مصاديق اين آيه است ، و لازمه معنايى كه براى آيه كردند اين است كه ترك جهاد با كفار ، و بخشودن آنان از جهاد اولى و بهتر باشد ، و فساد اين قول واضح است * ( « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّه سَمِيعٌ بَصِيرٌ » ) * « ايلاج » هر يك از شب و روز در ديگرى به معناى حلول آن در محل آن ديگرى است ، مانند حلول نور روز در جاى ظلمت شب ، گويى كه نور صبح مانند فرو رفتن چيزى در چيزى داخل ظلمت شب مىشود ، و پس از وسعت يافتن همه آن فضايى را كه ظلمت شب گرفته بود مىگيرد ، هم چنان كه ظلمت عصر مانند چيزى كه در چيزى فرو رود ، وارد در نور روز شده در آن وسعت مىگيرد ، تا همه فضا و جاى نور را بگيرد .
مشار اليه به كلمه « ذلك » بنا بر آن معنايى كه ما براى نصرت كرديم پيروزى مظلوم است كه بر ظالم خود دست قانونى يافته و عقابش نموده است و معنايش اين است كه : اين نصرت به سبب آن است كه سنت خدا بر اين جريان يافته كه همواره يكى از دو نفر متضاد و مزاحم را بر ديگرى غلبه دهد ، همانطور كه همواره روز را بر شب ، و شب را بر روز غلبه مىدهد ، و خدا شنواى گفته هاى ايشان و بيناى اعمال ايشان است پس مظلوم را كه حقش از دست رفته مىبيند و آه و ناله اش را مىشنود و او را يارى مىكند . در معناى اين آيه وجوه ديگرى ذكر كرده‌اند كه با سياق آيه انطباق ندارد ، و ما هم از ذكر آنها خوددارى نموديم . * ( « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِه هُوَ الْباطِلُ وَأَنَّ اللَّه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ » ) * اشاره به كلمه « ذلك » باز به همان نصرت و يا هم به آن و هم به سببى كه براى آن ذكر كرد مىباشد . دو حصرى كه در جمله * ( « بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ » ) * و جمله * ( « وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِه هُوَ الْباطِلُ » ) * به كار رفته ، يا به اين معنا است كه خدا حق است و باطل در او راه ندارد و خدايانى كه براى خود گرفته‌اند باطل محض است و هيچ حقى در آنها نيست پس خدا قادر است بر اينكه در تكوين موجودات تصرف نموده به نفع بعضى و عليه بعضى به آنچه مىخواهد حكم كند . و يا به اين معنا است كه خداى تعالى حق است ، اما به حقيقت معناى كلمه و غير خدا كسى اينطور حق نيست ، مگر كسى و چيزى كه او حقش كرده باشد و خدايانى كه به جاى خدا مىپرستند ،