جمله را تعليل كرد به اينكه « چون خدا دانا و بردبار است » ، يعنى مىداند كه مايه خشنودى مسلمين چيست ، همان را برايشان فراهم مىسازد ، اما فراهم ساختن شخصى بردبار و لذا در عقوبت دشمنان ستمگر ايشان عجله نمىكند .
* ( « ذلِكَ وَمَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِه ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْه لَيَنْصُرَنَّه اللَّه إِنَّ اللَّه لَعَفُوٌّ غَفُورٌ » ) * كلمه « ذلك » خبر است براى مبتدايى كه حذف شده و تقدير آن « الامر ذلك الذى اخبرناك » است ، يعنى مطلب از اين قرار بود كه برايت گفتيم ، كلمه « عقاب » به معناى مؤاخذه انسان است به نحوى ناخوشايند ، در مقابل كارى ناخوش آيند كه عقاب شونده مرتكب شده ، و اگر اين مؤاخذه را عقاب ناميدهاند ، بدين مناسبت است كه عقيب و دنبال عمل ناخوش آيند قرار دارد .
و « عقاب به مثل عقاب » كنايه از معامله به مثل است و چون اين معامله به مثل ، كار خوبى نيست لذا آن را مقيد كرد به قيد « بغى » و جمله « بغى عليه » را با لفظ « ثم » بدان عطف نمود .
* ( « لَيَنْصُرَنَّه اللَّه » ) * - با در نظر گرفتن اينكه مقام ، مقام اذن در جهاد است ، از ظاهر سياق بر مىآيد كه مراد از « نصر » اظهار و غلبه دادن مظلومان بر ظالمان ستمگر ياغى است به اينكه در جنگ آنان را بر اينان پيروزى دهد . و ليكن ممكن است در جمله « وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّه سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّه كانَ مَنْصُوراً » « 1 » مقصود از « نصرت » تشريع قانون به نفع مظلوم و عليه ظالم باشد ، تا مظلوم بتواند آنچه را كه بر سرش آمده تلافى كند . و مقصود از « اذن در قتال » هم همين قانون باشد ، يعنى دست كوتاه مظلوم را دراز كند تا دست درازى ظالم را تلافى نمايد .
و با اين احتمال ، ديگر تعليل نصرت به جمله * ( « إِنَّ اللَّه لَعَفُوٌّ غَفُورٌ » ) * كاملا روشن مىشود ، چون اجازه به قتال و مباح كردن آن در موارد اضطرار و حرج ، و امثال آن ، خود از مقتضيات دو صفت عفو و غفور بودن خدا است هم چنان كه مكرر در تفسير امثال : « فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » « 2 » توضيح دادهايم ، و مخصوصا در جلد ششم اين كتاب در
هامش
( 1 ) هر كه مظلوم كشته شود ، ما حق خونخواهى را براى وارث او قرار دادهايم ، پس زنهار كسى در آدمكشى بىپروايى نكند كه خون كشته شدگان هدر نخواهد رفت . سوره اسرى ، آيه 33 .
( 2 ) سوره مائده ، آيه 3 .