كه همان اجر جميل - يعنى آمرزش گناهان - و رزق كريم - يعنى بهشت با همه نعمتهاى آن - است ، و نيز نتايج كفر و انكار و آثار سوء آن - كه همنشينى با جهنميان و خلاصى نداشتن از عذاب است - را اعلام بدارد .
* ( « وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ » ) * كلمه « سعى » به معناى تند رفتن ، و در اينجا كنايه از جد و جهد عليه آيات الهى و تلاش براى ابطال و خاموش كردن نور آنها است ، و تعبير به تكلم با غير ( آيات ما ) در حقيقت بازگشت به سياق سابق است بعد از آنكه التفات در آيه قبلى در امليت لها - مهلتش دادم كار خود را كرد ، و در جمله مورد بحث به سياق قبل مراجعه نمود كه سياق تكلم با غير بود .
* ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه . . . » ) *
كلمه « تمنى » به معناى اين است كه آدمى آنچه را آرزو دارد و دوستش مىدارد موجود و محقق فرض كند ، حال چه اينكه ممكن هم باشد يا نباشد ، مثل اينكه يك مرد فقير آرزو مىكند توانگر شود ، يا كسى كه بىاولاد است آرزو مىكند صاحب فرزند باشد ، يا هر انسانى آرزو مىكند فنا ناپذير و جاويد باشد يا دو بال داشته باشد و با آنها پرواز كند آن صورت خيالى كه تصورش را مىكند و از تصور آن لذت مىبرد ، آن را « امنية - آرزو » مىگويند .
و اصل در معناى اين كلمه « منى » - به فتح ميم و سكون نون - است كه به معناى فرض و تقدير است . بعضى « 1 » از اهل فن گفتهاند : اين كلمه گاهى به معناى قرائت و تلاوت مىآيد ، مثلا وقتى گفته مىشود « تمنيت الكتاب » معنايش اين است كه كتاب را خواندم . و معناى « القاء در امنية » اين است كه در آرزوى او دخل و تصرف كند ، تا آن را از سادگى و صرافت در آورده ، فاسدش كند .
و معناى آيه بنا بر معناى اول كه تمنى آرزوى قلبى باشد اين مىشود : ما هيچ پيغمبر و رسولى را قبل از تو نفرستاديم مگر اينكه هر وقت آرزويى كرد ، و رسيدن به محبوبى را كه يا پيشرفت دينش بود ، و يا جور شدن اسباب پيشرفت آن بود ، و يا ايمان آوردن مردم به آن بود ، فرض مىنمود ، شيطان در امنيه او القاء مىكرد و در آرزويش دست مىانداخت ، به اينطور كه مردم را نسبت به دين او وسوسه مىكرد و ستمكاران را عليه او و دين او تحريك مىنمود و
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 165 .