تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
وعده » تسليت ، و تاييد رسول خدا ( ص ) است كه از تكذيب آنان نسبت به خبرى كه از وعده خدا به ايشان داد ، و نيز از تعجيز و استهزاء ايشان ناراحت نشود . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : معناى جمله * ( « وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ » ) * اين است كه يك روز از روزهاى آخرت كه در آن روزها كفار عذاب مىشوند ، برابر هزار سال از ايام دنيايى است كه آن را سالهايى چند مىشمارند . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد اين است كه يك روز از روزهاى قيامت كه در آن به عذاب الهى گرفتارند ، از شدت عذاب به نظرشان هزار سال دنيا مىآيد . ولى اين دو معنا با صدر آيه و نيز با آيه بعدى سازگار نيست . * ( « وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَها وَهِيَ ظالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُها وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ . . . » ) * همانطور كه گفتيم اين آيه متمم جمله * ( « وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ » ) * و به منزله شاهد صدق مدعى است ، و معنايش اين است كه : زمان اندك و يا بسيار نزد پروردگار تو يكسان است ، به شهادت اينكه بسيارى از قراى ظلم كننده را مهلت داد و بعد از مهلت به عذاب خود بگرفت . جمله * ( « وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ » ) * بيان علت تعجيل نكردن خدا در عذاب كفار است . به اين بيان كه وقتى بازگشت همه به سوى اوست ، ديگر خوف فوت براى او تصور ندارد تا در عقاب ظالمان و كفار عجله كند . با اين بيان روشن مىشود كه مفاد اين آيه تكرار مفاد آيه * ( « فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ . . . » ) * نيست بلكه هر يك مفاد جداگانه اى دارند . اين را هم ناگفته نگذاريم كه در آيه شريفه التفاتى از غيبت به تكلم وحده به كار رفته ( البته غيبت در آيه قبلى بود كه در جمله « نزد پروردگارت » خدا غايب حساب شده بود ، و تكلم وحده در اين آيه كه « بازگشت به سوى من است » به كار رفته ) و نكته اين التفات اين است كه آيه مورد بحث يكى از صفات خدا را كه حلم است بيان مىكند ، و در چنين مقامى مناسب اين است كه خدا شخصا خصم كفار به حساب آيد ، و بفرمايد : چون با پيامبر من دشمنى كردند خود من دشمن و طرف حساب آنها خواهم بود . * ( « قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * . . . * ( أَصْحابُ الْجَحِيمِ » ) * رسول را امر مىكند به اينكه رسالت خود را به انذار و بيان نتايج ايمان و عمل صالح
هامش
( 1 ، 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 90 .