تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
چيز نو ظهورى نيست چون قبل از ايشان امتهاى بسيار بودند كه پيغمبران خود را تكذيب كردند . و هم انذار و تهديد تكذيب كنندگان است . به اين بيان كه سرانجام امتهاى گذشته - به جرم تكذيبشان - هلاكت و ابتلاء به عذاب خداى تعالى بوده . از جمله امتهاى مذكور يكى قوم نوح و عاد - كه قوم هود پيغمبر بودند - و ثمود - كه قوم صالح پيغمبر بودند - و قوم ابراهيم ، قوم لوط و اصحاب مدين - يعنى قوم شعيب - است و نيز تكذيب موسى را نام مىبرد . بعضى گفته‌اند : اگر نفرمود « قوم موسى » ، بدين خاطر است كه قوم موسى بنى اسرائيل بود كه به وى ايمان آوردند و تكذيب كنندگان موسى فرعون و قوم او بودند . * ( « فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ » ) * - كلمه « املاء » به معناى مهلت دادن و تاخير اجل است . و كلمه « نكير » به معناى انكار است . و معناى آيه اين است كه : من به كافرينى كه رسول خدا را انكار و تكذيب كردند مهلت دادم ، پس آن گاه آنان را گرفتم - كلمه گرفتن كنايه از عذاب است - پس انكار من ايشان را در تكذيب و كفرشان چگونه بود ؟ اين تعبير هم كنايه از نهايت درجه انكار ، و شدت عقاب است . * ( « فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَهِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ » ) * « قرية خاوية على عروشها » عبارت است از قريه اى كه ديوارهاى آن روى سقفهايش ريخته باشد ، يعنى به كلى خراب شده باشد . و * ( « بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ » ) * يعنى چاهى كه ديگر كسى از اهل آبادى كنار آن نمىآيد تا آب بردارد ، چون كسى در آبادى نمانده . و * ( « قَصْرٍ مَشِيدٍ » ) * يعنى كاخهايى كه با گچ ساخته شده باشد ، چون كلمه « شيد » به معناى گچ است . * ( « فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها » ) * - ظاهر سياق مىرساند كه اين جمله بيان باشد براى جمله * ( « فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ » ) * كه در آيه قبلى بود و جمله * ( « وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ » ) * عطف بر قريه است . و معناى آن اين است كه : چه بسيار قريه ها كه ما اهل آنها را به خاطر اينكه ظالم بودند و در حالى كه مشغول ظلم بودند هلاك كرديم در نتيجه آن قريه هاى آباد به صورت خرابه هايى در آمد كه ديوارها روى سقفها فرو ريخته و چه بسا چاههاى آب كه تعطيل شد چون آيندگان كنار چاه براى برداشتن آب همه هلاك شدند ديگر كسى نيست كه از آب آنها بنوشد و چه بسيار قصرهاى با گچ ساخته شده كه ساكنانش هلاك شدند حتى نشانه اى از آنها نمانده و صدايى از آنها به گوش نمىرسد . و مقصود از اهل چاهها ده نشينها و مقصود از كاخنشينها شهريها هستند .