مىفرمود بلندش كنند .
بعد از آنكه ديدم در هر شوط اين كار را تكرار كرد ، عرضه داشتم : فدايت شوم يا بن رسول اللَّه ! اين كار براى شما زحمت زياد داشت ؟ فرمود : من از خداى عز و جل شنيدم كه مىفرمود : * ( « لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ » ) * پرسيدم منظور منافع دنيا است يا آخرت ؟ فرمود : همه « 1 » .
و در مجمع البيان در ذيل همين آيه گفته : بعضى گفتهاند منافع آخرت منظور است ، و آن عفو و مغفرت است ، و بدين مضمون از امام باقر ( ع ) هم نقل شده است « 2 » .
مؤلف : اثبات يكى از اين دو نوع منافع ، منافاتى با عموم آيه ندارد .
و در كتاب عيون از جمله مسائلى كه حضرت رضا براى محمد بن سنان و پاسخش به سؤالات او از علل نوشت ، يكى علت وجوب حج بوده كه امام نوشته است : علت آن رفتن به ميهمانى خداى عز و جل و طلب حوايج و بيرون شدن از همه گناهان است و براى اين است كه از گناهان گذشته تائب شود و نسبت به آينده اش تجديد عمل كند . و نيز در حج ، انسان موفق به بذل مال مىشود . و تنش به زحمت مىافتد ، و در مقابل اجر مىبرد . آدمى را از شهوات و لذات باز مىدارد ، و به وسيله عبادت به درگاه خداى عز و جل نزديك مىشود و آدمى را به خضوع و استكانت و اظهار ذلت در برابر آن درگاه وا مىدارد . حج دائما آدمى را دچار سرما و گرما و ايمنى و خوف مىكند و آدمى با اين حوادث خو مىگيرد .
و نتيجه آثارش اين است كه اميد و ترس آدمى همه متوجه خدا مىشود . نتيجه ديگرش اينكه قساوت را از قلب و خشونت را از نفس و نسيان را از دل مىزدايد و اميد و ترس از غير خدا را مىبرد و حقوق خدايى را تجديد مىكند و نفس را از فساد جلو مىگيرد . منافع شرقيان را عايد غربيان و ساحليان را عايد خشكىنشينان كه به حج آمدهاند و حتى آنها كه نيامدهاند مىسازد چون حج موسم آمد و شد تاجران و وارد كنندگان و فروشندگان و مشتريان و كاسبان و مسكينان است . در حج حوائج محتاجانى كه از اطراف و اماكن مىآيند و مىتوانند بيايند بر آورده مىشود . اينها همه منافعى است كه حج براى بشر دارد « 3 » .
مؤلف : قريب به اين مضمون از فضل بن شاذان نيز از آن جناب روايت شده است « 4 » .
و در كتاب معانى الاخبار به سند خود از ابى الصباح كنانى از امام صادق
هامش
( 1 ) فروع كافى ، ج 4 ، ص 422 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 81 .
( 3 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 90 .
( 4 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 119 .