تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
« قول زور » است « 1 » . و در همان تفسير آمده كه ايمن بن خزيم از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه روزى ما را مخاطب قرار داد و فرمود : اى مردم ! خداوند شهادت بناحق را هم لنگه شرك به خود حساب كرده ، و فرموده : * ( « فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » ) * « 2 » . مؤلف : ذيل اين روايت در الدر المنثور ، از احمد ، ترمذى ، ابن جرير ، ابن منذر و ابن مردويه از ايمن روايت شده است « 3 » . و در كافى به سند خود از ابى الصباح كنانى از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * فرمود : يعنى ما دام كه قربانى نشده ، اگر در راه خسته شد مىتواند سوارش شود ، البته نه اينكه خسته اش كند و اگر تشنه شد مىتواند از شيرش بدوشد ، البته به شرطى كه همه آن را ندوشد « 4 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : حاج مىتواند سوار شتر خود شود ، اما به طور شايسته « 5 » . مؤلف : نظير اين روايت را از جابر از رسول خدا ( ص ) نيز آورده « 6 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « فَلَه أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ » ) * فرموده : يعنى عبادت كنندگان « 7 » . و در كتاب كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سنان از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّه عَلَيْها صَوافَّ » ) * فرمود : اين آن هنگامى است كه شتر براى نحر ، مىايستد كه دست و پايش در يك صف قرار گرفته ، دستهايش از پا تا زانو بسته شده . و جمله * ( « فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها » ) * مربوط به آن هنگامى است كه به زمين مىافتد « 8 » . و در همان كتاب به سند خود از عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير جمله * ( « فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها » ) * فرمود : يعنى وقتى به زمين افتاد از آن بخوريد و به « قانع » يعنى كسى كه هر چيزى به او بدهى راضى مىشود و ناراحت
هامش
( 1 ، 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 82 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 359 . ( 4 ) فروع كافى ، ج 4 ، ص 492 . ( 5 ، 6 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 361 . ( 7 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 84 . ( 8 ) فروع كافى ، ج 4 ، ص 497 .