* ( « فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَأَطْعِمُوا الْقانِعَ وَالْمُعْتَرَّ » ) * - كلمه « وجوب » به معناى سقوط است . وقتى مىگويند « وجبت الشمس » معنايش اين است كه آفتاب غروب كرد . و كلمه « جنوب » جمع « جنب » است ، و مراد از « وجوب جنوب قربانى » اين است كه با پهلو به زمين بيفتد ، كنايه از اينكه بميرد .
و امر در جمله * ( « فَكُلُوا مِنْها » ) * براى اباحه و رفع ممنوعيت است . و خلاصه معناى « كلوا » اين است كه مىتوانيد بخوريد . و كلمه « قانع » به معناى فقيرى است كه به هر چه به او بدهند قناعت مىكند ، چه سؤال هم بكند يا نكند . و « معتر » فقيرى است كه براى سؤال نزد تو آمده باشد . و معناى آيه روشن است .
* ( « لَنْ يَنالَ اللَّه لُحُومُها وَلا دِماؤُها وَلكِنْ يَنالُه التَّقْوى مِنْكُمْ . . . » ) *
اين جمله به منزله دفع دخل است . به عبارت ساده تر : پاسخ از سؤالى است كه ممكن است بشود ، چون ممكن است ساده لوحى توهم كند كه خدا از اين قربانى استفاده مىكند و بهره اى از گوشت و يا خون آن عايدش مىشود ، لذا جواب داد ، كه : نه ، چيزى از اين قربانىها و گوشت و خون آنها عايد خدا نمىشود ، چون خدا منزه است از جسميت و از هر حاجتى . تنها تقواى شما به او مىرسد ، آن هم به اين معنا كه دارندگان تقوى به او تقرب مىجويند .
و يا ممكن است كسى كه آن طور ساده لوح نيست چنين توهم كند كه با اينكه خدا منزه از جسميت و از هر نقص و حاجتى است و از گوشت و خون قربانىها بهره اى نمىبرد ديگر چه معنا دارد كه ما حيوانات خود را به نام او قربانى كنيم ؟ .
لذا جواب داده كه مطلب همين طور است ، و ليكن اين قربانىها اثرى معنوى براى آورنده اش دارد و آن صفات و آثار معنوى است كه جا دارد كه به خدا برسد ، به معناى اينكه جا دارد كه به سوى خداى تعالى صعود كند و صاحبش را به خدا نزديك كند آن قدر نزديك كند كه ديگر حجابى بين او و خدا نماند .
* ( « كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّه عَلى ما هَداكُمْ » ) * - ظاهرا مراد از « تكبير خدا » ذكر او به كبريايى و عظمت باشد كه ما را هدايت فرمود . پس مراد از هدايت هم هدايت به اطاعت و عبوديت خود او است . و معناى آيه اين است كه : خداوند آن حيوان را اين چنين براى شما مسخر نمود تا همان تسخير وسيله هدايت شما به سوى اطاعت و تقرب به سويش شود ، شما آن را قربانى كنيد و در هنگام قربانى كردن و ياد كبرياء و عظمت او در برابر اين هدايت بيفتيد .