آن گاه كه رسول خدا ( ص ) را از مكه جلوگيرى كردند نازل شده ، و مقصود از « عاكف » اهل مكه ، و مقصود از « بادى » كسانى است كه از خارج مىآيند . هيچ كس حق ندارد كسى را از دخول در حرم و منزل كردن در آن ممانعت كند « 1 » .
و در تهذيب به سند خود از حسين بن ابى العلاء روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) آيه * ( « سَواءً الْعاكِفُ فِيه وَالْبادِ » ) * را قرائت كرد و فرمود : مردم مكه هيچ يك از خانه هايشان در نداشت ، اولين كسى كه براى خانه خود دو لنگه در گذاشت معاوية بن ابى سفيان بود ، و حال آنكه براى احدى سزاوار نبود كه حاجى را از خانه و منزلهاى مكه جلوگيرى كند « 2 » .
مؤلف : روايات در اين معنا بسيار است ، و اصل اين مساله بايد در فقه مورد بحث قرار گيرد .
و در كافى از ابن ابى عمير از معاويه روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) معناى كلام خداى عز و جل را پرسيدم كه مىفرمايد : * ( « وَمَنْ يُرِدْ فِيه بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ » ) * فرمود : هر ظلمى الحاد است ، حتى زدن خادم بىگناه هم از همين الحاد است « 3 » .
و در همان كتاب به سند خود از ابى الصباح كنانى روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از معناى آيه * ( « وَمَنْ يُرِدْ فِيه بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْه مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ » ) * پرسيدم ، فرمود : هر ظلمى كه شخص در مكه مرتكب شود ، چه ظلم به نفس ، و چه ظلم به غير ، من آن را الحاد مىدانم ، و به همين جهت امام از اينكه در مكه سكونت گزيند پرهيز مىكرد « 4 » .
مؤلف : اين روايت را صاحب علل الشرائع هم از ابى الصباح از آن جناب آورده ، و در روايت وى آمده : و به همين جهت امام همواره مردم را نهى مىكرد از اينكه مجاور مكه شوند .
و در معناى اين روايت و روايت قبلش رواياتى ديگر نيز هست « 5 » .
و نيز در كافى به سند خود از ربيع بن خثيم روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) را ديدم كه داشت پيرامون كعبه طواف مىكرد ، در حالى كه در محملى قرار داشت ، چون سخت مريض بود ، پس ديدم كه هر وقت به ركن يمانى مىرسيد دستور مىداد او را به زمين بگذارند ، دست خود از سوراخ محمل بيرون مىآورد و آن را به زمين مىكشيد بعد
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 83 .
( 2 ) تهذيب ، ج 5 ، ص 420 .
( 3 ، 4 ) فروع كافى ، ج 4 ، ص 277 .
( 5 ) علل الشرائع ، ص 455 .