تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
جمله مورد بحث است نيز آن را تاييد مىكند ، و همچنين جمله بعد كه مىفرمايد : * ( « وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ . . . » ) * ولى بعضى از مفسرين گفته‌اند كه مراد از « شعائر » همه علامتهاى منصوبه براى اطاعت خدا است ، ولى سياق با اين گفته مساعد نيست .
* ( « فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ » ) * - يعنى تعظيم شعائر الهى از تقوى است ، بنا بر اين ضمير در « فانها » به تعظيم شعايرى بر مىگردد كه از كلام مفهوم مىشود ، آن گاه گويى كه مضاف تعظيم حذف شده ، و مضاف اليه ( شعائر ) به جاى آن نشسته ، و ضمير مضاف هم به همان قائم مقامش برگشته است . و اضافه تقوى به قلوب اشاره است به اينكه حقيقت تقوى و احتراز و اجتناب از غضب خداى تعالى و تورع از محارم او ، امرى است معنوى كه قائم است به دلها . و منظور از قلب ، دل و نفوس است . پس تقوى ، قائم به اعمال - كه عبارت است از حركات و سكنات بدنى - نيست ، چون حركات و سكنات در اطاعت و معصيت مشترك است ، مثلا دست زدن و لمس كردن بدن جنس مخالف در نكاح و زنا ، و همچنين بىجان كردن در جنايت و در قصاص ، و نيز نماز براى خدا و براى ريا ، و امثال اينها از نظر اسكلت ظاهرى يكى است ، پس اگر يكى حلال و ديگرى حرام ، يكى زشت و ديگرى معروف است ، به خاطر همان امر معنوى درونى و تقواى قلبى است ، نه خود عمل و نه عناوينى كه از افعال انتزاع مىشود ، مانند احسان و اطاعت و امثال آن . * ( « لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ » ) * كلمه « محل » - به كسره حاء - اسم زمان و به معناى وقت حلول ، و سر رسيد مدت است . و ضمير « فيها » به شعائر بر مىگردد . و بنا بر اينكه معناى شعائر شتر قربانى باشد ، معنا چنين مىشود : براى شما در اين شعائر - اين شتران قربانى - منافعى است ، از قبيل سوار شدن بر پشت آنها ، و نوشيدن شير آنها در موقع احتياج تا مدتى معين ، و آن وقتى است كه ديگر بايد قربانى شوند ، و سپس وقت رسيدن اجل آن براى ذبح تا رسيدن به خانه كعبه منتهى مىشود . و اين جمله معناى جمله « هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ » را مىدهد . البته اين معنا بنا به رواياتى است كه از ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده . « 1 » و اما بنا بر قول به اينكه مراد از شعائر مناسك حج است ، بعضى گفته‌اند : مقصود
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 157 .