تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
مؤيد اين معنا علاوه بر آنچه گذشت اين است كه كلام را با جمله * ( « فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » ) * تعقيب كرده ، چون اجتناب از اوثان و اجتناب از سخن باطل هر چند كه از مصاديق تعظيم * ( « حُرُماتِ اللَّه » ) * است و به همين جهت آن را بر جمله * ( « وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّه . . . » ) * تفريع كرده و فرموده : « فاجتنبوا . . . » ليكن نامبردن اين دو تا از ميان همه محرمات ، و حرمات خدا در سياق آيات حج جز براى اين نبوده كه در عمل حج اين دو تا مورد ابتلاى آن روز بوده ، و مشركين در باره تقرب به بتها و قربانى كردن براى آنها و به نام آنها اصرار مىورزيدند . با اين بيان روشن شد كه جمله * ( « فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » ) * نهى عامى است از تقرب به بتها و قول باطل كه در مورد خاص حج به كار رفته و به همين جهت بوده كه با فاى تفريع آمده است . و اگر حكم اجتناب را نخست معلق بر « رجس » كرد ، و سپس آن رجس را با جمله « من الاوثان » بيان نمود ، و از اول نفرمود : « فاجتنبوا من الاوثان » براى اين بود ، كه به علت حكم هم اشاره كرده باشد كه علت وجوب اجتناب اين است كه « اوثان » ، « رجس » هستند . و نيز اگر اجتناب را معلق بر خود اوثان كرد ، نه به عبادت و تقرب و توجه و يا لمس آنها و يا امثال اين عناوين ، با اينكه همه مىدانيم كه اجتناب در حقيقت متعلق به اين گونه عناوين است نه به عين بتها ، براى اين بود كه در تعبير از اجتناب مبالغه فرموده باشد . از آنچه گذشت روشن گرديد كه كلمه « من » در جمله « من الاوثان » بيانيه است ، ولى بعضى از مفسرين « 1 » آن را ابتدايى گرفته و گفته‌اند : معناى آيه اين است كه رجس را كه از پرستش بتها شروع مىشود اجتناب كنيد ، ( و خلاصه اولين رجسى كه اجتنابش واجب است پرستش بتها است ) . بعضى « 2 » ديگر آن را تبعيضى گرفته ، گفته‌اند معناى آيه اين است كه : بعضى از جهات اوثان را كه همان عبادت آنها است اجتناب كنيد . ولى در اين دو وجه تكلفى است كه بر خواننده پوشيده نيست ، و معناى آيه را از استقامت و روانى مىاندازد . * ( « حُنَفاءَ لِلَّه غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِه وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّه فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُه الطَّيْرُ . . . » ) * « حنفاء » جمع « حنيف » است و حنيف به معناى چيزهايى است كه از دو طرف
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 155 روح المعانى ، ج 17 ، ص 148 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 148 .