تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
خاموش شد ، و از همين باب است « ارض هامدة » يعنى بدون گياه و نيز « نبات هامد » يعنى گياه خشك . در كلام خداى تعالى هم آمده كه مىفرمايد : * ( « وَتَرَى الأَرْضَ هامِدَةً » ) * « 1 » و قريب به همين معنا است كلام كسى « 2 » كه آن را به « ارض هالكة - زمين هلاك كننده » معنا كرده است . راغب مىگويد : « هز » به معناى تحريك به حركت شديد است . وقتى گفته مىشود : « هززت الرمح » معنايش اين است كه من نيزه را به شدت تكان دادم ، و نيز « اهتز النبات » به معناى اين است كه گياه از شدت سرسبزى تكان بخورد « 3 » . باز راغب در باره كلمه « ربت » گفته : « ربا » به معناى زياد شد و بلند شد مىباشد ، هم چنان كه در قرآن فرموده : * ( « فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ » ) * يعنى وقتى آب را بر آن نازل مىكنيم ، تكان مىخورد و بلند مىشود اين بود كلام راغب البته با تلخيص « 4 » . * ( « وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ » ) * - يعنى زمين بعد از آنكه ما بر آن آب نازل كرديم از هر صنف از اصناف گياهان داراى بهجت - يعنى خوش رنگ ، و داراى برگ و گل خندان - برويانيد . ممكن هم هست منظور از « زوج » معناى مقابل فرد باشد ، براى اينكه در جاهاى ديگر كلام خداى تعالى اين معنا ثابت شده ، كه گياهان نيز ازدواج دارند ، هم چنان كه براى آنها حيات و زندگى اثبات شده و علوم تجربى امروز نيز با آن موافق است . و حاصل معنا اين است كه : زمين در روياندن گياهان و رشد دادن آنها ، اثرى دارد نظير اثر رحم در روياندن فرزند كه آن را از خاك گرفته به صورت نطفه ، و سپس علقه ، آن گاه مضغه ، آن گاه انسانى زنده در مىآورد . * ( « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّه يُحْيِ الْمَوْتى وَأَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * كلمه « ذلك » اشاره به مطالبى است كه در آيه قبلى آمده بود ، و آن خلقت انسان و گياه بود . و تدبير امر آنها از نظر حدوث و بقاء ، و هم از نظر خلقت و تدبير ، امرى است داراى واقعيت كه كسى نمىتواند در آنها ترديد كند . آنچه از سياق بر مىآيد اين است كه مراد از « حق » ، خود حق است ، يعنى وصفى نيست كه قائم مقام موصوف حذف شده و خبر « ان » بوده باشد ، بلكه مىخواهد بفرمايد :
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « همد » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 71 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « هزز » . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « ربو » .