تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
خداى تعالى خود حق است ، حقى كه هر موجودى را تحقق مىدهد و در همه چيز نظام ، حق جارى مىكند . پس همين كه خداى تعالى حق است و هر چيزى تحققش به او است ، سبب شده كه اين موجودات و نظامهاى حقه جارى در آن به وجود آيد ، و همه اينها كشف مىكند از اينكه او حق است . جمله * ( « وَأَنَّه يُحْيِ الْمَوْتى » ) * عطف است به ما قبلش كه در آيه قبلى ذكر شده بود ، و آن عبارت بود از انتقال خاك مرده از حالى به حالى و رساندنش به مرحله انسانى زنده . و نيز انتقال زمين مرده به وسيله آب به صورت نباتى زنده ، و اين كار هم چنان ادامه دارد ، به خاطر اينكه او كارش زنده كردن مردگان است . و جمله * ( « وَأَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * مانند جمله قبلى عطف است بر جملات سابق . و مراد اين است كه آنچه ما بيان كرديم همه به خاطر اين بوده كه خدا بر هر چيز قادر است ، چون ايجاد انسان و نبات و تدبير امر آنها در ايجاد و ابقاء ، مرتبط به وجود و نظامى است كه در عالم جريان دارد ، و همانطور كه ايجاد وجود و نظام عالم ، جز با داشتن قدرت ميسر نمىشود ، همچنين داشتن قدرت بر آن دو كار جز با داشتن قدرت بر هر چيز ميسر نمىشود . پس ايجاد انسان و نبات و تدبير امر آن دو ، به خاطر عموم قدرت او است ، و به تفسير ديگر : خلقت و تدبير انسان و نبات كشف مىكند از عموم قدرت او . * ( « وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَأَنَّ اللَّه يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ » ) * . اين دو جمله عطف است بر « ان » در جمله * ( « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه » ) * .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين است كه چرا از خلقت انسان و نبات تنها پنج نتيجه اى كه در آيه شريفه آمده گرفته شده ؟ و نتايج ديگرى - از قبيل ربوبيت خدا و نداشتن شريك ، و عليم و منعم و جواد بودن او ، و . . . - كه همه در باب توحيد اهميت دارند را ذكر نكرده ؟ . جواب اين سؤال اين است : به طورى كه از سياق - كه در مقام اثبات بعث است - بر مىآيد ، و نيز به طورى كه از عرضه كردن اين آيات بر ساير آيات مثبته بعث استفاده مىشود ، مىتوان گفت اين آيه مىخواهد مساله بعث را از طريق اثبات حقيت خدا اثبات كند ، البته حقيت على الاطلاق ، زيرا از حق محض جز فعل حق خالى از باطل سر نمىزند ، و اگر عالم ديگرى نباشد كه آدمى در آن يا قرين با سعادتش ، و يا شقاوتش زندگى كند ، و به همين خلقت و ايجاد و سپس نابودى اكتفاء نموده ، يكسره انسانهايى را خلق كند و بميراند ، كارى لعب و بيهوده انجام داده ، و بيهوده كارى باطل است . پس همين كه مىدانيم او حق است و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 488 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى