تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مرا تنها مگذار » بيان نداى او است ، و منظور از « تنها گذاشتن » اين است كه فرزندى نداشته باشد كه از او ارث ببرد . و جمله * ( « وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ » ) * ثنا و حمد خداى تعالى است كه لفظش آن را افاده مىكند و مقامى كه اين كلمات را گفته تنزيه خدا را مىرساند ، چون وقتى گفت « خدايا مرا تنها مگذار » خود كنايه از طلب وارث است و چون خداى سبحان وارث حقيقى است كه همه عالم را ارث مىبرد لذا براى اينكه خدا را از داشتن شريك در وراثت تنزيه كرده باشد اضافه كرد كه « تو بهترين وارثانى » . * ( « فَاسْتَجَبْنا لَه وَوَهَبْنا لَه يَحْيى وَأَصْلَحْنا لَه زَوْجَه . . . » ) * ظاهر كلام مىرساند كه منظور از اصلاح همسرش اين باشد كه او را شايسته براى فرزنددار شدن كرده بعد از آنكه مدتها اين شايستگى را نداشت و زنى عقيم و نازا بود . هم چنان كه خودش در دعايش به اين نكته تصريح كرده و گفته بود : « وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً » « 1 » . * ( « إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَيَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعِينَ » ) * - از ظاهر سياق چنين بر مىآيد كه ضمير جمع به خاندان زكريا برگردد و گويا تعليلى است براى جمله مقدرى كه از سابقه كلام فهميده مىشود و تقدير كلام نظير اين است كه فرموده باشد : اگر ما به ايشان انعام كرديم بدين جهت بوده كه آنها به سوى خيرات مىشتافتند . كلمه « رغب » و « رهب » دو مصدرند مانند « رغبت » و « رهبت » كه يكى به معناى طمع و ديگرى به معناى ترس است و از نظر تركيببندى جمله هر دو تميزند ، البته در صورتى كه به معناى مصدرى باقى مانده باشند و اما اگر به معناى فاعل يعنى راغب و راهب باشند در آن صورت حال خواهند بود . و كلمه « خشوع » به معناى تاثر قلب از مشاهده عظمت و كبريا است . و معناى آيه اين است كه : ما برايشان انعام كرديم چون كه آنها به سوى خيرات مىشتافتند و ما را به خاطر رغبت در رحمت و يا به خاطر ثواب ، و رهبت از غضب و يا عقاب مىخواندند ، و يا در حال رغبت و رهبت مىخواندند و دلهايشان در برابر ما خضوع داشت . داستان زكريا و يحيى در اوايل سوره مريم گذشت . * ( « وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَجَعَلْناها وَابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ » ) * . منظور از « آن زن كه فرجش را حصن كرد » مريم دختر عمران است . اين جمله مدح او به داشتن عفت و صيانت است و نيز تبرئه او از تهمتى است كه يهود به وى نسبت دادند .
هامش
( 1 ) در حالى كه همسرم نازا است . سوره مريم ، آيه 8 .