تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
خواننده خود مىداند چيست از وسط افتاده ، و تقدير كلام اين است كه : ( پس خداى تعالى او را گرفتار ماهى كرد ، و ماهى او را بلعيد پس در شكم ماهى پروردگار خود را بخواند ) . و ظاهرا مراد از « ظلمات » - به طورى كه ديگران هم گفته‌اند - ظلمت دريا ، و ظلمت شكم ماهى ، و ظلمت شب است . * ( « أَنْ لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ » ) * - در اين جمله يونس ( ع ) از آنچه كه عملش نمايش مىداد بيزارى مىجويد ، چون عمل او كه راه خود را گرفت و قومش را به عذاب خدا سپرد و رفت بدون اينكه از ناحيه خدا دستورى داشته باشد ، - گر چه او چنين قصدى نداشت - اين معنا را ممثل مىكرد كه غير از خدا مرجع ديگرى هست كه بتوان به او پناه برد . و چون عملش بيانگر چنين معنايى بود از اين معنا بيزارى جست و عرضه داشت « * ( لا إِله إِلَّا أَنْتَ ) * - جز تو معبودى نيست » و نيز چون اين معنا را ممثل مىكرد كه ممكن است به كارهاى او اعتراض نمايد ، و بر او خشم گيرد ، و نيز اين تصور را به وجود مىآورد كه ممكن است كسى از تحت قدرت خدا بيرون شود ، لذا براى عذرخواهى از آن گفت : « * ( سُبْحانَكَ » . « إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » ) * - در اين جمله به ظلم خود اعتراف كرد ، چون عملى آورده كه ظلم را ممثل مىكرد ، هر چند كه فى نفسه ظلم نبود ، و خود او هم قصد ظلم و معصيت نداشت ، چيزى كه هست خداى تعالى در اين پيشامد پيغمبرش را تاديب و تربيت كرد تا با گامى پاك و مبراى از تمثيل ظلم ، ( تا چه رسد به خود ظلم ) شايسته قدم نهادن به بساط قرب گردد . * ( « فَاسْتَجَبْنا لَه وَنَجَّيْناه مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ » ) * يونس ( ع ) هر چند كه تصريح به خواسته خود نكرد ، و تنها به مساله توحيد و تنزيه خدا ، و اعتراف به ظلم خود اكتفاء كرد ، ليكن با اين كلماتش حال درونى خود را ، و موقفى را كه در آن قرار گرفته بيان داشت ، كه در معنا درخواست نجات و عاقبت را مىرساند ، خدا هم درخواست او را اجابت نموده ، از اندوه و غمى كه به وى روى آورده بود نجاتش بداد . جمله * ( « وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ » ) * وعده به نجات دادن هر مؤمن مبتلاى به اندوه است ، البته مؤمنى كه مانند يونس رو به درگاه وى آورد ، و او را چون وى ندا كند ، و به زودى در سوره صافات داستان آن جناب خواهد آمد - ان شاء اللَّه . * ( « وَزَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّه رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ » ) * اين آيه عطف است بر آنچه آيه قبلش عطف بر آن بود . يعنى : و به ياد آر زكريا را در آن زمان كه پروردگارش را ندا كرد ، و از او درخواست فرزندى نمود . و اينكه گفت : « خدايا
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 445 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى