تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
* ( « وَإِسْماعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ . . . » ) * اما ادريس داستانش در سوره مريم گذشت و اما اسماعيل به زودى داستانش در سوره صافات مىآيد و قصه ذو الكفل هم در سوره « ص » خواهد آمد .
* ( « وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه . . . » ) * كلمه « نون » به معناى ماهى است و ذو النون ( صاحب ماهى ) يونس پيغمبر فرزند متى است كه صاحب داستان ماهى است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نينوى شد و ايشان را دعوت كرد ولى ايمان نياوردند پس نفرينشان كرد و از خدا خواست تا عذابشان كند همين كه نشانه هاى عذاب نمودار شد توبه كردند و ايمان آوردند . پس خدا عذاب را از ايشان برداشت و يونس از ميانشان بيرون شد و خداوند صحنه اى به وجود آورد كه در نتيجه يونس به شكم يك ماهى بزرگ فرو رفت و در آنجا زندانى شد تا آنكه خدا آن بليه را از او برداشته دوباره به سوى قومش فرستاد . * ( « وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه » ) * - يعنى به ياد آر ذو النون را آن زمان كه با خشم از قومش بيرون رفت و پنداشت كه ما بر او تنگ نمىگيريم * ( « نَقْدِرَ عَلَيْه » ) * بطورى كه گفته‌اند به معناى تنگ گرفتن است . ممكن هم هست جمله * ( « إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه » ) * در مورد تمثيل وارد شده باشد و معنايش اين باشد كه : رفتن او و جدايىاش از قومش مانند رفتن كسى بود كه از مولايش قهر كرده باشد و پنداشته باشد كه مولايش بر او دست نمىيابد و او مىتواند با دور شدن از چنگ وى بگريزد و مولايش نمىتواند او را سياست كند . اين احتمال از اين نظر قوى نيست كه پيامبرى چون يونس شانش اجل از اين است كه حقيقتا و واقعا از مولايش قهر كند و به راستى بپندارد كه خدا بر او قادر نيست و او مىتواند با سفر كردن از مولايش بگريزد چون انبياى گرامى خدا ساحتشان منزه از چنين پندارها است ، و به عصمت خدا معصوم از خطا هستند . پس همانطور كه گفتيم آيه شريفه از باب تمثيل است نه حكايت يك واقعيت خارجى . در جمله * ( « فَنادى فِي الظُّلُماتِ . . . » ) * ايجاز به حذف به كار رفته يعنى جزئياتى كه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 444 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى