تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
شهادتش بر وحدانيت خداى تعالى را بعد از اثبات آن اظهار نمود و فرمود * ( « وَأَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ » ) * و در جمله * ( « أفَلا تَعْقِلُونَ » ) * ايشان را توبيخ نمود . * ( « قالُوا حَرِّقُوه وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ » ) * . ابراهيم ( ع ) گو اينكه با كلام سابقش الوهيت اصنام را باطل نمود و لازمه ضمنى كلامش اين بود كه شكستن بتها ظلم نيست و ليكن اين را نيز به طور اشاره فهماند كه اگر تقصير را به گردن بت بزرگ انداخت و اگر به ايشان گفت از بتها بپرسيد ، منظورش دفاع از خودش نبود بلكه همه عنوان زمينه چينى براى ابطال الوهيت بتها را داشت . به خاطر همين مقدار از سكوت و دفاع نكردن از خود ، جرم را به گردن او انداخته محكومش كردند به اينكه بايد در آتش سوخته شود . و به همين جهت به منظور تحريك عواطف دينى و عصبيت مردم گفتند : او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد و امر آنها را بزرگ بداريد و كسى را كه به آنها اهانت كرده مجازات كنيد و اين تهييج و تحريك از جمله « * ( إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ ) * - اگر مرد عمليد » به خوبى نمايان است .
* ( « قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ » ) * . اين جمله حكايت خطابى تكوينى است كه خداى تعالى به آتش كرد و با همين خطاب خاصيت آتش را كه سوزانندگى و نابودكنندگى است از آن گرفت و آن را از راه معجزه براى ابراهيم ( ع ) خنك و سالم گردانيد ، و به همين جهت كه معجزه بوده ديگر راهى براى ما باقى نمىماند كه براى فهم حقيقت آن پافشارى كنيم ، چون ما آنچه از مباحث عقلى داريم تنها در سلسله علل و معلولات ، آن هم علل و معلولاتى كه تا كنون بدان وقوف يافته‌ايم و همه روزه برايمان تكرار مىشود جريان دارند و اما خوارق عادات كه هيچ اطلاعى از روابط در آنها نداريم از حيطه آن ابحاث خارج است . بله اينقدر مىدانيم كه همه نفوس در آن معجزات دخالت دارد و اما اينكه به طور تفصيل به حقيقت آنها پى ببريم نه ، و ما در جلد اول اين كتاب در مباحث اعجاز به طور مفصل در اين مساله گفتگو كرديم . و اگر جمله « قلنا » به طور فصل آمده نه وصل ( با واو ) بدين جهت بوده كه در معنا پاسخ از سؤالى مقدر بوده و تقدير كلام اين بوده : آتشى بيفروزيد و او را در آن بيفكنيد . آن گاه گويا كسى پرسيده بعدا چه شد و كار ابراهيم به كجا انجاميد در پاسخ فرمود : به آتش گفتيم براى ابراهيم خنك و سالم باش . و همچنين فصل در جمله « قال » و جمله « قالوا » در آيات سابق اين داستان ، از همين جهت بوده .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 427 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى