تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
و بنا بر اين اگر بگوييم « يعجبنى احسانك و فعلك الخير - احسان و كار نيكت مرا خوش آمد » و يا قرآن كريم فرموده : « ما كانَ اللَّه لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ » « 1 » دليل بر اين است كه عمل مورد كلام قبلا واقع شده و اما اگر بگوييم : « يعجبنى ان تحسن و ان تفعل الخير - خوش دارم كه احسان كنى و كار نيك انجام دهى » و يا خداى تعالى فرموده : « أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ » « 2 » اين دلالت را ندارد يعنى نمىفهماند كه عمل مورد سخن قبلا واقع شده است . و به همين جهت معهود و مالوف از آيات در آيات دعوت و آيات تشريع اين است كه كلمه « أن » را روى فعل مىآورد ، نه مصدر مضاف ، مثلا مىفرمايد : « أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّه » « 3 » و « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » « 4 » و « وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ » « 5 » . بنا بر اين ، پس آيه مورد بحث كه مىفرمايد : * ( « وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ . . . » ) * كه مصدر مضاف در آن به كار رفته ، دلالت دارد بر اينكه فعل خيرات تحقق يافته ، به اين معنا كه وحى متعلق به فعل صادر از ايشان شده . و ساده تر اينكه عمل خيرات كه از ايشان صادر مىشده ، به وحى و دلالتى باطنى و الهى بوده كه مقارن آن صورت مىگرفته و اين وحى غير وحى مشروعى است كه اولا فعل را تشريع مىكند و سپس انجام آن را بر طبق آنچه تشريع شده بر آن مترتب مىسازد . مؤيد اين معنا جمله بعدى است كه مىفرمايد : * ( « وَكانُوا لَنا عابِدِينَ » ) * ، زيرا اين جمله به ظاهرش دلالت دارد بر اينكه ائمه قبل از وحى هم خداى را عبادت مىكرده‌اند و وحى ، ايشان را تاييد نموده است ، و عبادتشان با اعمالى بوده كه وحى تشريعى قبلا برايشان تشريع كرده بود ، پس اين وحى كه متعلق به فعل خيرات شده ، وحى تسديد ( تاييد ) است ، نه وحى تشريع . پس حاصل كلام اين شد كه ائمه مؤيد به روح القدس ، و روح الطهاره ، و مؤيد به قوتى ربانى هستند كه ايشان را به فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات ( انفاق مالى مخصوص به هر شريعتى ) دعوت مىكند . مفسرين « 6 » « وحى » در اين آيه را حمل بر وحى تشريعى كرده‌اند ، آن وقت از چند
هامش
( 1 ) خدا چنين صفتى ندارد كه ايمان شما را بىنتيجه بگذارد . سوره بقره ، آيه 43 . ( 2 ) و اينكه روزه بگيريد بهتر است براى شما . سوره بقره ، آيه 184 . ( 3 ) مامور شده‌ام به اينكه خداى را بپرستم . سوره رعد ، آيه 36 . ( 4 ) اينكه نپرستيد مگر او را . سوره يوسف ، آيه 40 . ( 5 ) و اينكه نماز را به پا داريد . سوره انعام ، آيه 72 . ( 6 ) تفسير لاهيجى ، ج 3 ، ص 132 ، و تفسير فخر رازى ، ج 22 ، ص 190 .