خدا آلهه اى اتخاذ كردهاند بگويد : * ( « هاتُوا بُرْهانَكُمْ » ) * دليل بر مدعاى خود را بياوريد براى اينكه ادعا بدون دليل پذيرفته نيست ، و عقل اجازه نمىدهد كه انسان آن را پذيرفته ، و به آن اعتماد كند ، و دليل اينكه من از شما مطالبه دليل مىكنم كتب آسمانى است كه از نزد خداى سبحان نازل شده ، اين كتابها با ادعاى شما موافقت ندارند بلكه مخالف سر سخت بتپرستى هستند ، اين قرآن يكى از كتب آسمانى است كه ذكر و كتاب معاصر است ، و اين ساير كتب آسمانى ، مانند تورات و انجيل و غيره است كه همگى الوهيت و وجوب عبادت را منحصر در خداى تعالى مىكنند .
و يا اين كه در قرآن كه ذكر نازل بر من ، و براى بشر معاصر من است ، و در كتب آسمانى قبل كه ذكر مردم گذشته بود ، آنچه در باره عبادت آمده همه آنها عبادت را منحصر براى خدا ، و الوهيت را شايسته او به تنهايى دانستهاند .
در جمله * ( « بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ » ) * ، دوباره خطاب را متوجه رسول خدا ( ص ) كرده ، اشاره مىكند به اينكه : اكثر مردم ، ميان حق و باطل را تميز نمىدهند ، و اهل تشخيص كه همواره پيرو دليل باشند نيستند ، در نتيجه بدون دليل از حق و پيروى آن گريزانند .
* ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْه أَنَّه لا إِله إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ » ) * .
در اين آيه مضمون آيه قبلى تثبيت مىشود ، كه مىفرمود ذكر ، ( قرآن كريم ) توحيد خدا و وجوب عبادت او را تذكر مىدهد ، و در عين حال خالى از تاييد معناى دوم ذكر هم نيست .
و جمله * ( « نُوحِي إِلَيْه » ) * استمرار را مىرساند ، و جمله « فاعبدون » خطاب به عموم پيغمبران ، و امتهاى ايشان است ، و بقيه كلمات آيه روشن است .
* ( « وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَه بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ » ) * .
از ظاهر سياق بر مىآيد كه اين جمله حكايت كلام بتپرستان است كه مىگفتند ، ملائكه فرزندان خدا هستند ، و به همين جهت مراد از « عباد مكرمين » نيز ملائكه است ، و خداى تعالى با جمله « سبحانه » خود را منزه از فرزند داشتن كرده ، بعد با اضراب حال ملائكه را بيان كرده كه بندگانى مكرمند ، و چون جمله * ( « لا يَسْبِقُونَه بِالْقَوْلِ . . . » ) * در آيه بعدى بيان كمال عبوديت ملائكه ، از حيث آثار ، و صفاى آن از حيث خواص است ، و نيز چون قبلا آنان را عباد ناميد ، در نتيجه مراد از اكرام ملائكه ، اكرامشان به خاطر همان عبوديت بوده نه به غير آن ، بنا بر اين برگشت معنا به اين مىشود كه ملائكه بندگانى هستند دارنده حقيقت معناى بندگى ،
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٨٦