لفظ « فى » تقديرى ، ( توجه فرماييد ) .
بنا بر اين اگر بگوييم : مراد از تسبيح در آيه ، غير نمازهاى واجب است ، در اين صورت مراد از تسبيح در اجزاى اول روز و اجزاى آخر روز ، و اجزايى از شب ، به ضميمه اجزاى اول روز و آخر آن خواهد بود ، و ديگر محذور تكرار ، و نيز محذور اطلاق لفظ جمع بر كمتر از سه لازم نمىآيد .
و اگر بگوييم مراد از تسبيح در آيه شريفه همان نمازهاى يوميه است ، در اين صورت آيه شريفه تنها متضمن امر به نماز صبح و عصر و دو نماز مغرب و عشا خواهد بود ، نظير امرى كه در آيه « أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » « 1 » بود كه آن نيز متعرض چهار نماز شده .
و شايد تعبير از دو هنگام صبح و عصر در آيه مورد بحث به اطراف روز براى اشاره به وسعت آن دو وقت باشد .
و اما اينكه چرا تنها متضمن چهار نماز از نمازهاى پنجگانه يوميه شده ، عيبى ندارد ، براى اينكه اين سوره به طورى كه به زودى هم به آن اشاره خواهيم كرد از سوره هاى اولى است كه در مكه نازل شده ، و اخبار مستفيضه از طرق عامه و خاصه نيز دلالت دارد بر اينكه واجبات روزانه در معراج پنج نماز تشريع شده ، هم چنان كه مىبينيم در سوره اسراء كه بعد از معراج نازل شده پنج نماز ذكر شده ، و فرموده : « أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ » « 2 » .
پس شايد آنچه از نمازهاى يوميه در هنگام نزول سوره طه و نيز سوره هود كه قبل از اسراء نازل شدهاند واجب شده بوده ، چهار نماز بوده ، و تا نزول سوره اسراء نماز ظهر واجب نشده بوده ، بلكه ظاهر دو آيه سوره طه و سوره هود هم همين است .
و معلوم است كه بنا بر اين وجه ديگر آن اشكالى كه وارد مىشود بر قولى كه مىگفت مراد از تسبيح ، نمازهاى پنجگانه است بر اين قول وارد نمىشود چون در آن وجه در انطباق اطراف نهار بر نماز ظهر با اينكه وسط روز است دچار اشكال مىشديم .
* ( « لَعَلَّكَ تَرْضى » ) * - سياق سابق كه اعراض كفار از ياد خدا و نسيان ايشان آيات او و اسرافشان در امر او و ايمان نياوردنشان را ذكر مىكرد و نيز تاخير انتقام از ايشان و دستور صبر و تسبيح و تحميد به رسول خدا را ذكر مىنمود اقتضاء دارد كه مراد از رضا ، رضاى به قضاى
هامش
( 1 ) نماز را در دو طرف روز و اوائل شب به پا دار . سوره هود ، آيه 114 .
( 2 ) نماز را از زوال آفتاب تا شب ، و هنگام فجر به پا دار . سوره اسرى ، آيه 78 .