تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
از اين عجيبتر اين است كه دارد هم آن را ذبح كرد و هم با سوهان براده اش نمود ، اگر ذبح كرده لا بد حيوانى بوده كه گوشت و خون داشته و گوشت و خون را نمىشود با سوهان براده كرد ، و اگر مجسمه اى از طلا يا آهن بوده ديگر ذبح معنا ندارد . و در همان كتاب است كه عبد بن حميد و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ از على روايت كرده‌اند كه فرموده : جبرئيل وقتى نازل شد و موسى را به آسمان برد در ميان همه مردم سامرى او را ديد ، و از جاى پاى اسبش قبضه اى برداشت ، جبرئيل موسى را پشت خود سوار كرده تا به درب آسمان نزديك شدند ، خودش بالا رفت و خدا الواح را مىنوشت ، جبرئيل آن قدر نزديك شده بود كه صداى صفير قلم خدا را مىشنيد ، وقتى خداوند به موسى خبر داد كه قومش بعد از آمدن او گمراه شدند موسى نازل شد و عجل را گرفته و سوزانيد « 1 » . مؤلف : اين روايت هم مطلبى دارد كه از روايات قبليش عجيبتر است ، و آن اين است كه جبرئيل موسى را به آسمان برده ، و حال آنكه سياق آيات قصه در اين سوره ، و در سوره هاى ديگر با آن مساعدت ندارد ، و از اين عجيبتر اينكه سامرى خاك را از جاى پاى اسب جبرئيل وقتى برداشت كه جبرئيل آمده بود تا موسى را عروج دهد ، و چون اين قضيه در طور بوده ناگزير بنى اسرائيل و سامرى نيز بايد با او باشند ، با اينكه مىدانيم كه سامرى در ميان قوم بود ، نه در طور ، و همچنين اگر اين نزول و صعود جبرئيل صحيح باشد قطعا در آخر ميقات بوده و حال آنكه آن روزها سامرى كار خود را كرده بود و بنى اسرائيل به دست وى گمراه شده بودند . نظير اين اشكال بر ساير اخبارى هم كه مىگويد خاك را از جاى پاى اسب جبرئيل هنگامى كه مىخواست فرعون را داخل دريا كند برداشت ، وارد است براى اينكه در آن ساعت كه اين تمثل جريان مىيافت ، سامرى با بنى اسرائيل از آب گذشته بودند و بين جبرئيل و اسب او و بين سامرى يك دريا فاصله بوده و پهناى دريا هم طبعا بسيار زياد بوده ، ديگر سامرى كجا جاى پاى اسب جبرئيل را مىديده ؟ ! . از اين اشكال مهمتر اشكالات ديگرى است كه به اين روايت وارد است و در سابق به طور اشاره گذشت ، و حاصلش اين است كه : اولا : اين اخبار مخالف با كتاب خدا است ، چون كتاب خدا تصريح دارد بر اينكه گوساله جسدى بدون روح بوده و حال آنكه اين اخبار جسدى داراى روح را اثبات مىكنند ، و
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 306 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 286 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى