باشد و حرق الحديد به اين معنا است كه آهن را با سوهان براده كنند و در آيه شريفه به اين معنا است كه ما گوساله را با سوهان براده مىكنيم و سپس براده آن را در دريا مىپاشيم . و اين احتمال مناسبتر است .
* ( « إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّه الَّذِي لا إِله إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً » ) * .
ظاهر چنين مىنمايد كه اين آيه تتمه كلام موسى ( ع ) در خطاب به سامرى و بنى اسرائيل باشد ، و با اين جمله از كلام خود ، خداى را در الوهيت يكتا دانسته مىفهماند كه هيچ چيز نه گوساله و نه چيزى ديگر شريك او نيست ، و اين طرز سخن در چنين سياقى لطيفترين استدلال است ، چون ( در كوتاهترين بيان ) بر دو مساله استدلال كرده است ، يكى بر اينكه معبودى جز خدا نيست ، به اين دليل كه چون او اللَّه است ، و دوم بر اينكه معبودى غير خدا براى ايشان نيست ، به اين دليل كه جز او معبودى نيست چون اللَّه است .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند جمله * ( « وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً » ) * دلالت مىكند بر اينكه معدوم ، نيز شىء ناميده مىشود ، چون معدوم هم معلوم خدا است . ولى اين سخن مغالطه است ، چون آيه بيش از اين دلالت ندارد كه هر چيزى كه شىء ناميده شود معلوم خدا است و مشمول علم او است ، و اما اينكه هر چيزى كه علم او شامل شود شىء است ، مطلبى است كه هيچ ربطى به مدلول آيه و هيچ سودى براى مستدل ندارد .
بحث روايتى
در كتاب توحيد به سند خود از حمزة بن ربيع از كسى كه او نام برد روايت كرده كه گفته است : در مجلس ابى جعفر ( ع ) بودم كه عمرو بن عبيد بر او وارد شد و گفت :
فدايت شوم اينكه در قرآن آمده * ( « وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْه غَضَبِي فَقَدْ هَوى » ) * چگونه غضبى است ؟
فرمود : غضب او عقاب است ، اى عمرو هر كه بپندارد كه خداى عز و جل از حالى به حالى ديگر منتقل مىشود و حال قبلى را از دست مىدهد ، او را به صفت مخلوق توصيف كرده است ، چون خداى عز و جل دستخوش و تحت تاثير هيچ عاملى قرار نمىگيرد و چيزى او را دگرگون نمىسازد « 2 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 29 .
( 2 ) توحيد صدوق ، ص 168 ، ح 1 .