تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
كه احدى نزديكش نمىشد مگر آنكه دچار تبى شديد مىگرديد و ناگزير هر كس مىخواست نزديكش شود فرياد مىزد با من تماس مگير و نزديك من ميا . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مبتلا به مرض وسواس شد ، به طورى كه از مردم وحشت مىكرد و مىگريخت و فرياد مىزد : « لامساس لامساس » . و اين وجه خوبى است اگر روايتش صحيح باشد . و در جمله * ( « وَإِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَه » ) * ظاهرش اين است كه از هلاكت وى و سرآمدى كه خداى تعالى برايش معين و حتمى نموده خبر مىدهد ، البته احتمال هم دارد كه اين نيز نفرين باشد . بعضى « 2 » گفته‌اند : مراد از آن عذاب آخرت است . * ( « وَانْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْه عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّه ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّه فِي الْيَمِّ نَسْفاً » ) * . در مجمع البيان مىگويد : وقتى گفته مىشود : فلانى گندم را نسف كرد ، معنايش اين است كه آن را با منسف بالا انداخت تا پوستهايش بپرد ، ( خلاصه همان كارى را كه با غربال انجام مىدهند ، و گندم را به طرف بالا پرتاب مىكنند تا كاه و سبوسش بپرد ) « 3 » . و معناى جمله * ( « وَانْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْه عاكِفاً » ) * اين است كه دائما براى آن إله خود عبادت مىكردى و ملازم آن بودى ، و اين جمله دلالت دارد بر اينكه سامرى گوساله را براى آن ساخت تا او را معبود خود بگيرد و عبادتش كند . و معناى اينكه فرمود * ( « لَنُحَرِّقَنَّه ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّه فِي الْيَمِّ نَسْفاً » ) * اين است كه سوگند كه ما آن را مىسوزانيم و او را در دريا مىريزيم . بعضىها « 4 » به اين سخن كه فرمود : آن را مىسوزانيم استدلال كرده‌اند بر اينكه گوساله مزبور حيوانى داراى گوشت و خون بوده ، چون كه اگر طلا بود سوزاندن آن معنا نداشت و اين خود مؤيد تفسيريست كه گفتيم بيشتر مفسرين كرده‌اند كه با ريختن آن خاك ، گوساله مزبور حيوانى جاندار شده ، و ليكن حق مطلب اين است كه اينقدر دلالت دارد كه طلاى خالص نبوده و اما اينكه خون و گوشت داشته باشد ، نه . بعضى « 5 » از مفسرين هم احتمال داده‌اند كه جمله « لنحرقنه » از باب حرق الحديد
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 256 . ( 2 ) منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 22 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 28 . ( 4 ، 5 ) منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 22 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 276 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى