تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
و تصرف قانونى در امورى است كه تصرف در آنها مستلزم پيروى و تبعيت ديگران و وجوب طاعت او بر ديگران باشد ، و اين همان معنايى است كه ائمه اهل بيت آن را براى خود ادعاء مىكنند و اما صرف محبت معنايى است كه اگر واژه ولايت را توسعه دهيم شامل آن مىشود ، چون بيرون از معناى حقيقى كلمه است ، بلكه از لوازم عاديه معناى حقيقى است كه ادله مودت ذى القربى از آيه و روايت به مطابقه بر آن دلالت دارد . براى « ولايت اهل بيت » غير از اين دو معنايى كه گفتيم - يكى حقيقى و ديگرى از لوازم آن - معناى ديگرى نيز هست كه معناى سوم آن مىشود ، و آن اين است كه خداوند اداره امور بندگان خود را به دارنده آن مقام واگذار كند و از آن پس او مدبر امور بندگان و متصرف در شؤون ايشان باشد ، خداوند اين مقام را به او به خاطر اخلاصش در عبوديت بدهد و اين ولايت در اصل و بالأصاله از خدا است و او است ولى و بس و غير از او كسى ولى نيست و اگر اهل بيت به چنين ولايتى منسوب شوند به خاطر اين است كه ايشان از سابقين و از اولين امتند ، و ايشان اين باب را گشوده‌اند . اين معنا نيز به معناى دوم از لوازم معناى حقيقى است و از باب توسع در نسبت ، لفظ را در آن استعمال مىكنيم همانطور كه صراط مستقيم در كلام خداى تعالى بالأصاله منسوب به خدا است و به نوعى توسع به كسانى كه مورد انعام خدا قرار گرفته‌اند خدا از قبيل نبيين و صديقين و شهداء و صالحين منسوب مىشود . پس خلاصه كلام اين شد كه ولايت در حديث مجمع به معناى مالكيت تدبير است و آيه شريفه عمومى است ، در غير بنى اسرائيل هم جريان دارد همانطور كه در خود آنان جريان دارد و امام ابى جعفر ( ع ) هم كه كلمه « اهتداء » در آيه شريفه را به ولايت تفسير كرده‌اند به همين جهت بوده و معناى متعين هم همان است .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ » ) * از امام نقل كرده كه فرمود : « فتنه » به معناى آزمايش است ، يعنى « ما قوم تو را بعد از تو امتحان كرديم و سامرى ايشان را گمراه كرد » فرمود : يعنى به وسيله گوساله اى كه پرستيدند گمراه كرد . و سبب آن اين بود كه وقتى خداى تعالى به موسى وعده داد كه تورات و الواح را تا سى روز ديگر بر او نازل مىكند ، به بنى اسرائيل مژده داد و گفت كه براى گرفتن تورات سى روز به ميقات مىروم ، برادر خود هارون را جانشين خود كرد ، سى روز تمام شد و موسى نيامد بنى اسرائيل سر به طغيان نهاده و از فرمان هارون بيرون شدند و خواستند تا او را بكشند ، مىگفتند : موسى دروغ گفته و از ما فرار كرده ، در اين ميان ابليس به صورت مردى نزد ايشان آمد و گفت : موسى از شما فرار كرده و ديگر تا ابد بر نمىگردد ، براى اينكه بدون خدا نمانيد