تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
و بيان آن در آيه شريفه اين مىشود كه وقتى موسى روى به سامرى آورد ، و شروع به ملامت و باز خواست كردن وى نمود در برابر عملى كه كرد و مردم را گمراه نمود ، سامرى گفت : * ( « بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِه » ) * يعنى من به دست آوردم كه آنچه مردم بر آن شده‌اند حق نيست و من چيزى را كه از دين تو گرفته بودم آن را طرح كردم و بدان تمسك ننمودم ، و اگر به جاى تعبير از لفظ موسى ، به غايب تعبير كرد ، از باب سخن گفتن رعيت در برابر سلطان است كه با اينكه در برابر او قرار دارد مىگويد : « فرمايش امير در اين باره چنين و چنان است » و اگر از ناحيه سامرى به موسى اطلاق رسول كرده براى اين بوده كه نوعى استهزاء را برساند ، چون مردى كافر بوده و رسالت موسى را قبول نداشته ، هم چنان كه قرآن كريم از كفار حكايت كرده كه به رسول خدا ( ص ) گفتند : « يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْه الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ » « 1 » اين بود كلام ابو مسلم . و معلوم است كه بنا بر اين وجه ، صداى گوساله تصنعى و ساختگى بوده ، نه اينكه گوساله مزبور جان پيدا كرده باشد . و اشكال آن اين است كه اولا : سياق آيه شهادت مىدهد بر اينكه ريختن متفرع بر گرفتن بوده و گرفتن هم متفرع بر ديدن بوده ، خلاصه چون چيزى ديدم كه ديگران نديدند ، قبضه اى از آن برداشتم ، و چون برداشتم آن را ريختم و لازمه وجه مزبور اين مىشود كه ريختن متفرع بر ديدن و ديدن متفرع بر قبض بوده ( يعنى چون ديدم آن را ريختم ، و چون ريختم آن را گرفتم ) و اگر كلام مذكور صحيح بود جا داشت بگويد : « بصرت بما لم يبصروا به فنبذت ما قبضته من اثر الرسول - چون به رازى بر خوردم كه ديگران نديده بودند آنچه را كه از دين رسول گرفته بودم رها كردم » و يا بگويد : « قبضت قبضة من اثر الرسول فبصرت بما لم يبصروا به فنبذتها - اثرى از دين رسول گرفته بودم ولى چون چيزى ديدم كه ديگران نديده بودند آن را رها كردم » . و ثانيا : لازمه توجيه آن اين است كه جمله * ( « وَكَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي » ) * اشاره باشد به علت ساختن گوساله ، و جواب باشد از پرسش موسى كه پرسيد : * ( « فَما خَطْبُكَ » ) * و حاصل آن اين باشد كه اگر گوساله را ساخته تنها از اين جهت بوده كه نفسش او را تسويل كرد تا مردم را گمراه كند ، پس مدلول صدر آيه اين است كه او موحد نبوده ، و مدلول ذيلش اين مىشود كه او وثنى هم نبوده ، نه موحد بوده و نه بتپرست ، با اينكه كلام موسى ( ع ) به حكايت قرآن كه مىفرمايد : « * ( وَانْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْه عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّه - ) * معبودت نگاه كن
هامش
( 1 ) اى كسى كه ذكر بر او نازل شده ! تو ديوانه اى . سوره حجر ، آيه 6 .