محنت بوده ، و موسى او را خليفه خود در ميان آنان كرده ، سفارش كرده بود كه « اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ » « 1 » .
و گويا اينكه فرمود : * ( « ما مَنَعَكَ » ) * متضمن اين معنا است كه : « چه چيز تو را بر آن وا - داشت » يعنى چه چيز تو را واداشت كه از من پيروى نكنى و چه چيز مانع پيروى تو از من شد ؟ و يا چه چيز تو را با دعوت به سوى خود از پيروى من منع كرد ؟ پس اين تعبير نظير آيه « قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ » « 2 » است .
و معناى آن اين است كه موسى در عتاب به هارون گفت : « چه چيز تو را از پيروى طريقه و روش من كه جلوگيرى قوم از ضلالت و غيرت به خرج دادن در راه خدا است باز داشت ، آيا دستور مرا عصيان كردى كه گفته بودم سبيل مفسدان را پيروى مكن ؟ » .
« قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي . . . »
كلمه « يا بْنَ أُمَّ » در اصل « يا بن امى » بوده و اين تعبيرى است كه براى به رحم آوردن طرف براى تحريك كردن و رأفت او آورده مىشود ، هارون آن را گفت تا شايد غضب موسى را فرو بنشاند ، و از اينكه گفت : « سر و ريش مرا مگير » معلوم مىشود كه موسى از شدت غضب موسى سر و ريش هارون را گرفت تا او را بزند ، هم چنان كه قرآن كريم در جاى ديگر نيز فرموده :
« وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيه يَجُرُّه إِلَيْه » « 3 » .
« انِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي » - اين جمله ، تعليل مطلبى است كه حذف شده ، چون كلام دلالت بر آن داشته ، و حاصل آن مطلب اين است كه اگر مىخواستم از پرستش گوساله جلوگيرشان شوم و مقاومت كنم هر چند به هر جا كه خواست منجر شود ، مرا جز عده مختصرى اطاعت نمىكردند ، و اين باعث مىشد بنى اسرائيل دو دسته شوند ، يكى مؤمن و مطيع و ديگرى مشرك و نافرمان و اين دودستگى باعث مىشد كه وحدت كلمه شان از بين برود و اتفاق ظاهرىشان جاى خود را به تفرقه و اختلاف بسپارد و چه بسا كار به كشتار هم مىانجاميد لذا به ياد سفارش تو افتادم كه مرا دستور به اصلاح دادى و فرمودى : « أَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ » و لذا ترسيدم وقتى كه بر مىگردى تفرقه و دو دستگى قوم را ببينى اعتراض كنى كه : « رَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي - رعايت
هامش
( 1 ) تو در ميان قوم من جانشين من باش و اصلاح كن و از راه مفسدان پيروى مكن ، سوره اعراف ، آيه 142 .
( 2 ) ( خداوند به او ) فرمود : چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى در آن هنگام كه به تو فرمان دادم ؟
سوره اعراف ، آيه 12 .
( 3 ) سر برادر را گرفت و به طرف خود كشيد . سوره اعراف ، آيه 150 .