سامرى بر مىگردد و مراد از آن فراموش كردن خداى تعالى است بعد از آنكه به ياد او بود ، چون به او ايمان آورده بود و معنايش اين است كه سامرى بعد از آنكه به پروردگارش ايمان آورده بود او را فراموش كرده ، عملى انجام داد كه قوم را گمراه نمود .
و ظاهر جمله * ( « فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى » ) * از آنجا كه نسبت گفتن را به جمع داده و فرمود : « گفتند » اين است كه در قضيه ساختن گوساله ، افراد ديگرى همدست سامرى بودهاند .
* ( « أفَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً » ) * .
اين فقره از آيات مورد بحث ، پرستندگان گوساله را توبيخ مىفرمايد به اينكه : چيزى را پرستيدند كه مىدانند جوابگوى ايشان نيست و دعايشان را مستجاب نمىكند ، و مالك نفع و ضررى از ايشان نيست تا ضررى را از آنان دفع و نفعى را به سويشان جلب كند و از ضروريات عقلهاى خود ايشان است كه رب و معبود بايد دعاى پرستنده خود را مستجاب كند و ضرر او را دفع نموده منافع را به سويش جلب نمايد و خلاصه مالك نفع و ضرر معبود و مربوبش باشد .
* ( « وَلَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِه وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي » ) * .
در اين فقره توبيخ و سرزنش ايشان را تاكيد نموده و تقرير جرم آنان را بيشتر مىكند ، و معنايش اين است كه ايشان علاوه بر اينكه به احكام ضرورى عقولشان و تذكرات آن متذكر نگشته از پرستش گوساله دست بر نمىدارند ، و به چشم خود نمىبينند ، و به عقل خود تعقل نمىكنند ، از طريق گوش نيز متذكر نگشته و به آنچه كه به گوششان مىرسد اعتناء نمىنمايند ، چون پيامبرشان هارون به ايشان گفت كه اين گوساله فتنه اى است كه بدان مبتلا شدهاند ، و پروردگارشان خداى رحمان عز و جل است و واجب است او را كه پيامبرشان است پيروى و اطاعت كنند .
ولى سخن او را رد كرده و گفتند : * ( « لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْه عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى » ) * اين گوساله را مىپرستيم تا آنكه موسى نزد ما برگردد و ببينيم او در باره گوساله چه مىگويد و چه دستور مىدهد .
* ( « قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ أفَعَصَيْتَ أَمْرِي » ) * .
موسى ( ع ) به ميان قوم برگشته و با آنان در باره گوساله صحبت كرد و سپس رو به برادرش كرده با او صحبت نمود ، چون او يكى از مسئولين سه گانه در اين آزمايش و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦٩